وأتباعهم ؛ « 1 »
سؤال شد حزم چى است ؟ فرمود : مشورت كردن با صاحبان رأى و نظر و متابعت نمودن آنان است .
حضرت امير ( عليه السلام ) مىفرمايد :
لا غِنى كالعقل و لا فقر كالجهل و لا ميراث كالأدب ولا ظهير كالمشاورة ؛ « 2 »
هيچ بىنياز كننده مانند عقل نيست و هيچ احتياجى مانند احتياج نادانى نيست ، و هيچ ميراثى مثل ادب نيست و هيچ پشتوانهاى مانند مشورت نمودن نيست .
و امام مىفرمايد : « من استبدّ برأيه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها ؛ « 3 » كسى كه مستبد به رأى خود باشد و به آراى ديگران اعتنا نكند ، هلاك مىشود ، كسى كه مشورت با مردان صاحب
رأى بكند شريك آنها شده است در عقلهاى آنان ، يعنى از عقول و آراى آنان استفاده نموده است . و روايات در اين باب به حدى زياد است كه استقصاء آنها در اين مختصر ميسر نيست .
بنابراين اصل مشورت از اصول مسلم اسلام است ، و پس از مشورت ، همانگونه كه پيامبر گرامى اسلام عمل فرموده ، حتى مكرر به اصحاب مىفرموده است : أشيروا عَلَىّ أصحابى ؛ « 4 » اصحاب من در امور اظهار رأى بنماييد . و حضرت امير ( عليه السلام ) در كارهاى مملكتى در زمان حكومت مانند جنگ با معاويه و غيره ، با اصحاب و صاحبنظران مشورت مىفرمود ، در عهدنامه به مالك اشتر توصيه مشورت فرموده است و بعد از مشورت به رأى اكثريت عمل مىفرمودند . حاكم اسلامى هم بايد مشورت نمايد و پس از آن به رأى اكثريت عمل كند و بناى عقلاى عالم بر همين است ، همانگونه كه قبلا اشاره شد .
اگر اعتراض شود : بنابر اعتقاد ما به اينكه پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) و حضرت امير ( عليه السلام )
هامش
( 1 ) . المحاسن ، ص 600 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، قسمت دوم ، ص 155 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، قسمت دوم ، ص 184 .
( 4 ) . مقدمه ابن خلدون ، ص 206 .