تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
عالم به عواقب امور بوده‌اند و صلاح و فساد و خير و شر كارها را مىدانستند چگونه مشورت مىكردند و بر خلاف علم خود به رأى اكثريت عمل مىنمودند ؟ مثلا پيغمبر اكرم مىدانست جنگ احد به صلاح امت اسلام نيست چرا مشورت فرمود و به رأى اكثريت عمل نمود و ديده شد كه در آن جنگ مسلمانان مغلوب شدند ؟ جواب داده مىشود : پيامبر اكرم و همچنين امام در امور عامه دنيوى و قضاوت ، از طرف خداوند موظف بوده‌اند كه به علم حاصل از غير موازين طبيعى عمل ننمايند . به‌علاوه ، نظر به آنكه عمل رسول‌الله ( صلى الله عليه وآله ) حجّت است براى ديگران و سرمشق آنان است ، در همين مورد عمل به رأى اكثريت نمودن براى اين است كه بيان يك قانون كلى و يك حكم الهى را عملا بفرمايد حاكم امّت اسلامى نبايد خودسرانه و هر چه به‌نظرش رسيد عمل كند ، بلكه بايد در اين امور از نظر صاحب‌نظران استفاده نمايد . براى همچو مصلحت مهمى مانعى ندارد در يك مورد خاصى هم به ضرر تمام شود . به عبارت ديگر در اين كار ، پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) در مقام تشريع مشورت است ، در امور عامه سياسى كه مصالح زيادى بر آن مترتب مىشود و براى رسيدن مسلمانان به آن مصالح ، مانعى ندارد كه يك ضرر هم متحمل شوند . كسانى كه با آنان بايد مشورت بشود ، عامه مردم كه اطلاع از امور ندارند نيستند ، بلكه عده‌اى از كسانى كه صاحب‌نظر و رأى و مطلع و متدين و قوىالاراده و در برابر مصالح امت اسلامى از منافع شخصى خود مىگذرند بايد انتخاب گردند و با آنها مشورت شود ، همان‌گونه كه بناى عقلاى عالم بر آن است و خود پيامبر گرامى اسلام و حضرت امير بر اين روش بودند . و رواياتى نيز بر اين مطلب دلالت دارد ، حضرت امير در عهدنامه به مالك اشتر چنين مىفرمايد : ولا تدخلنّ فى مشورتك بخيلا يَعْدِل بك عن الفضل و يَعِدُك الفقر و لا جَباناً يُضَعّفك عن الامور و لا حريصاً يزيّن لك الشّرَه بالْجور ، فإن البخيل والجُبْن و