تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
دليل و شاهد بر اين امور سيره پيامبر گرامى اسلام و حضرت امير و كلمات منقوله از آن دو بزرگوار و ساير ائمه معصومين ( عليه السلام ) مىباشد . حضرت امير ( عليه السلام ) موقع تصدى حكومت ، فرماندارانى را كه عثمان تعيين كرده بود عزل فرمود ، زيرا آنها قطع نظر از عدم لياقت ، بيت‌المال را با واحد هزار و ميليون با موافقت دربار خلافت تصاحب مىنمودند و عمالى كه به اطراف اعزام مىفرمود ملزم مىنمود كه بايد احياى حق بنمايند و در از بين بردن نباطل كوشا باشند . در يكى از نامه‌ها كه به عبدالله بن عباس نوشته چنين مرقوم مىدارد : فلايكن أفضل ما نِلْتَ فى نفسك من دنياك بلوغ لَذّة ، أو شِفاءُ غَيظ و لكن إطفاء باطل أو إحياء حقّ ، ولْيكن سُرُورُك بما قَدَّمْتَ من ذلك و أسَفُكَ على ما خَلّفت ؛ « 1 » همت تو اين نباشد كه به لذتى از لذات دنيوى برسى و يا كارى را كه خشم و ناراحتى تو را دفع مىكند ، انجام دهى ، بلكه كوشش كن در از بين بردن باطل و زنده نمودن حق . و نيز حضرت امير ( عليه السلام ) درباره ولخرجىهايى كه عثمان نموده و اموال را به كسان خود بدون استحقاق پرداخته بود چنين مىفرمايد : والله لو وجدْتُه قد تزوّج به النساء و مَلِك به الإماء لردَدْتُه فإنّ فى العدل سعة و من ضاقَ عَليه العَدل فالْجور عليه أضيق ؛ « 2 » به خدا قسم تا قدرت دارم اموال را پس مىگيرم ، اگر چه بدانم كه اين پول‌ها مهريه زنان شده ، زيرا در عدالت دست همه باز است و كسى كه عدالت بر او گران باشد جور و جفاى او سنگين‌تر است . امام ( عليه السلام ) در نامه‌اى به زياد بن ابيه كه خليفه عبدالله بن عباس والى امام بر بصره بوده ، بعد از آنكه شنيده بود كه زياد اموال عمومى را بىرويه مصرف مىكند ، چنين نوشته‌اند : وإنّى اقسم بالله قسماً صادقاً لئن بلغنى أنّك خنت من فىء المسلمين شيئاً صغيراً أو كبيراً لاشدنّ عليك شدّة تدعك قليل الوفر ، ثقيل الظهر ، ضئيل الأمر ،
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، قسمت دوم ، نامه 66 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، قسمت اول خطبه 15 .