بنابراين حكومت استبدادى بدترين شكل حكومت و بعد از آن رژيم سلطنتى و پس از آن ، رژيم جمهوريت است .
حكومت ارستقراطى
اما حكومت ارستقراطى « 1 » كه عبارت است از حكومت اقليت ممتاز از حيث نسب يا دين يا قشون و يا فرهنگ و دانش . به عقيده افلاطون و ارسطو اين قسم از حكومت بهترين اقسام حكومت است به شرط آنكه هيأت حاكمه با انصاف و مروت باشد و مصلحت عامه را بر منافع شخصى مقدم بدارد .
اين قسم از حكومت نيز معايبى دارد . اولا اينكه چنين افرادى را مردم چه راهى براى تشخيص دارند ؟ يعنى از كجا معلوم شود كه مصالح توده مردم را مقدم مىدارند ، و ثانياً صرف امتياز در نسب و يا فرهنگ و يا قشون كافى بر اداره مملكت و جعل قوانين و مقررات نيست ، و ثالثاً امتياز به نسب و مقام چطور سبب مىشود بر تقدم ؟ آيا اين تبعيض طبقاتى نيست .
حكومت تودهاى - كمونيسم
حكومت تودهاى را بعضى از اشكال حكومت دموكراسى شمردهاند ، ولى بهنظر ما اين حكومت قطع نظر از اينكه اساسش بر مخالفت با اديان و دستوراتش همهاش بر خلاف مذهب و دين است ، فرضاً اگر جامعه غيرمتدين به دين هم باشد ، باز اين طرز حكومت بدترين طرز حكومت است ، زيرا اولا در حكومت تودهاى و كمونيست شخصيت فرد منظور نيست و فرد مستهلك در اجتماع است و بدون توجه به آمال و عقايد افراد ، دولت آنان را به هر جا كه اراده كند مىكشاند و افراد هيچگونه آزادى در فكر و در قول و در عمل ندارند .
هامش
( 1 ) . مصادر بحث در اين قسم از حكومت ، مبادى العلوم السياسيه ، ص 324 و 325 .