تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

طرز حكومت اسلامى عالىترين اقسام حكومت‌ها است

بهترين قسم حكومت ، حكومت اسلامى است ، زيرا در حكومت اسلامى قوانين مملكت‌دارى از طرف خداى تعالى وضع و بهوسيله پيامبر اسلام بيان شده است ؛ زيرا اداره مملكت مبتنى بر دو اصل است : 1 . برقرار كردن نظام عادلانه و رساندن هر ذىحقى به حق خود و جلوگيرى از ظلم و ستم افراد مملكت به يكديگر و تربيت توده مردم و حفظ مصلحت همگان . 2 . جلوگيرى از مداخله بيگانگان و تدارك نيروى دفاعى و آمادگى جنگى و نگهبانى مرزها و . . . كه در اصطلاح اهل شرع از آن تعبير به حفظ بيضه اسلام و در اصطلاح ساير ملل تعبير به حفظ وطن مىكنند . در شرع مقدّس اسلام براى اقامه اين دو وظيفه ، مقررات و قوانينى جعل شده است كه آن قوانين را احكام سياسى مىنامند و همه از طرف خداوند آمده و به نفع ملت و مملكت جعل شده است و روى همين اصل در حكومت اسلامى مجلس قانون‌گذارى مفهومى ندارد ، بلكه در حكومت اسلامى قانون‌گذار خدا است و همه افراد - اعم از حاكم و محكوم - تابع آن قانونند و حتى خود پيامبر گرامى اسلام از طرف خود حق عوض كردن قانونى را ندارد و در برابر قانون الهى همه مساويند . بنابراين قوّه مقننه در حكومت اسلامى مفهومى ندارد ، بلكه فقط قوه مجريه دارد كه حاكم اسلامى داراى آن است به آن گونه كه بيان مىشود . اگر گفته شود در مسائل جديد ، مثلا بيمه كه اسلام صريحاً درباره آن حرفى نزده است ، قانونى را بخواهند در مملكت اسلامى اجرا كنند و افراد مملكت بيمه شوند ، قرارگذار آن قانون كى است ؟ بايد گفت : در اسلام قوانين كليه جعل شده است كه از هر قانونى مجتهدين قوانين بسيارى را استخراج مىكنند . آنچه مجتهد از قوانين كليه در اسلام مىفهمد بر مورد