تطبيق نموده و حكم آن را مىفهمد و آن حكم قابل اجرا است .
شورى در اسلام
البته بعضى كارها در اداره مملكت پيدا مىشود كه خود آن كار به اعتبار عنوان خودش حكمى ندارد ، و اگر آن كار به صلاح ملت و مملكت باشد بايد انجام پذيرد و اگر مضرّ به حال مملكت و ملت باشد نبايد تحقق پيدا كند و حاكم اسلامى نمىداند به نفع است يا ضرر ، مانند آنكه نداند با وضع فعلى مملكت آيا صلاح امت اسلامى است كه در نقطه مرزى خاصى راهآهن كشيده شود يا نه ؟ يا آنكه استخدام افرادى را از مملكت خارجى مخصوص به صلاح امت است يا نه ؟ يا آنكه بودجه معينى دارد و نداند براى مملكت راهسازى بهتر است يا كار عامالمنفعه ديگرى و امثال اينها ، در اينگونه موارد حاكم اسلامى بايد عدهاى از صاحبنظران باايمان و مطلع از اوضاع زمان را كه در برابر مصالح امت اسلامى از منافع شخصى خود مىگذرند و در امور رعايت مصالح نوعيه را مىنمايند ، انتخاب نمايد و با آنها مشورت كند و آنچه رأى اكثريت بود عمل نمايد .
همانگونه كه پيامبر گرامى اسلام در جنگ احد كه يك سال پس از جنگ بدر در سال سوم هجرت واقع شد عمل فرمود .
در جنگ بدر مسلمانان پيروز شدند و هفتاد نفر از سران قريش را كشتند و هفتاد نفر از بزرگان آنان را اسير كردند ، بعد از آن قريش و اعراب با آمادگى كامل حركت كردند ، بعد از رسيدن خبر به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) حضرت اصحاب را جمع نمود و با آنان راجع به اينكه چگونه با دشمن روبهرو شوند مشورت فرمود ، جمعى كه از پيروزى در جنگ بدر مغرور شده بودند رأى دادند كه از مدينه بايد بيرون رفت و در ميدان جنگ با دشمن مبارزه نمود و جماعتى كه خود پيغمبر از آنان بود رأى دادند كه در مدينه بمانند و كوچهها و خانهها را سنگربندى كنند و اگر جنگ شدت پيدا كرد براى دفاع از