تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مردم كه غيرعالمند و نادان و نمىتوانند خير و شر را تشخيص دهند چطور ممكن است براى آنها در مقابل اقليت دانا و بصير و صاحب رأى اهميت داد و او را مقدم داشت ؟ يكى از نويسندگان مىنويسد : اما اكثريت و تقدم آن بر اقليت ممتازه ، اين قضيه در هيچ علمى از علوم قديم و جديد از رياضى و طبيعى و ادبى و منطق و فلسفه و علوم شرعى و كتب آسمانى دليلى ندارد ، بلكه دليل برعكس آن قائم است ، زيرا كه اقليت ممتاز يعنى رأى قليلى كه برهان بر صحت آن اقامه شود راجح است بر اكثريت بىدليل و لذا « مونتسكيو » در فصل چهارم از كتاب سوم روح‌القوانين مىنويسد : در دنيا حكومت دموكراسى به مفهوم واقعى آن وجود نداشته و نخواهد داشت . و در قرآن و روايات هم اكثريت به مثابه افرادى ناآگاه معرفى شده‌اند . اشكال ديگر اينكه در صورتى كه جامعه متوقف و ناآگاه باشد و اگر بنا باشد اين جامعه به سعادت برسد بايد برنامه‌هاى انقلابى به مرحله اجراء درآيد ، معتقدات خرافى از بين برود ، طرز تفكرها عوض شود ، روابط اجتماعى منحطى كه دارد تغيير كند ، بالاخره يك دموكراسى متحرك تربيت‌كننده برقرار شود ، در چنين حكومتى اگر مراجعه به مردم ملاك باشد حتماً اكثريت به كسى رأى نمىدهد كه با عادات و عقايد و شيوه زندگىبخش مخالف است . پس اگر هم حكومت دموكراسى خوب باشد در اين قبيل حكومت‌ها حكومت دموكراسى صحيح نيست . و چون برنامه‌هاى اسلام همه انقلابى و يا رعايت جانب عقل طراحى شده و غالباً با مشتهيات نفسانى افراد و لذات حيوانى آنان مغاير است ، لذا نمىشود حكومت اسلامى دموكراسى باشد ، اينها همه مربوط به دول پيشرفته به اصطلاح متمدن است كه حقيقتاً مقيد به اعتنا به آراء حقيقى مردم هستند ، اما در ممالك عقب‌افتاده كه گاهى مىشود يك مأمور هزارها رأى در اوراق انتخاباتى نوشته و دور از چشم مردم به صندوق رأى مىريزد ، به گونه‌اى كه در بعضى كشورهاى شرقى و اسلامى معمول
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 87 | السيد محمد صادق الروحاني