تنگناهاى اقتصادى و شيوع رفاه اجتماعى و آزادى و بالاخره بارورى فعال قابليتها و سجاياى مثبت آدمى است .
ملاحظه مىفرمائيد چه عبارات دلپذير و زيبائى است ؟ ولى با توجه به آنچه خواهد آمد و ملاحظه وضع حكومتهاى موجود دموكراسى در جهان ، تصديق خواهيد نمود كه « دموكراسى » فريبندهترين كلمهاى است كه انسان شنيده است . به قول يكى از نويسندگان ، چنين بهنظر مىرسد كه انسان اصطلاح دموكراسى را به اين سبب ساخته است كه هرگز تحقق نيايد ؛ ولى در لواى بشارتهاى آن « نامردمانهترين » اعمال و دژخيمانهترين روشها را اعمال كند . نظرى به تاريخ طرح انديشه دمكراتيك در غرب و وارسى آن به خوبى نشان مىدهد كه چگونه دموكراسى بهانه معقولى بوده است تا ديكتاتورى بريده از هر نوع خصلت مردمى بر اريكه قدرت تكيه بزند و بهنام مردم عليه مردم حكومت كند .
شكلهاى حكومت دموكراسى
حكومت دموكراسى اشكال گوناگونى دارد و هر شكل آن امتيازاتى را واجد است .
يك قسم آن « حكومت دموكراسى مباشرى است » و به عبارت ديگر « دموكراسى محض » و آن عبارت است از اينكه مردم مستقيماً قوانين را جعل كنند و حاكم را تعيين نمايند با اجتماع در مجامع عمومى - و بعضى نويسندگان اين قسم را بهترين قسم حكومت دموكراسى شمردهاند - و جمعى هم اشكالاتى به آن نمودهاند .
مهمترين اشكالات اين است كه اين عمل در شهرهاى بزرگ امرى غيرممكن است و اينكه مردم عادى كه درك صلاح و فساد خود را نمىكنند چگونه ممكن است رأى به قانون بدهند و اينكه اكثريت مردم تحت تأثير قرار مىگيرند و خيلى زود تغيير عقيده مىدهند .
قسم دوم « دموكراسى نيابى » است ، به اين نحو كه مردم نمايندگانى براى خود