تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
خود گرفتند ، بعد در شرح اين عبوديت مىفرمايد : آنها را به سختى عذاب مىكردند و كاسه زهرآگين به تدريج به آنها مىنوشاندند ، هيچ راهى براى رهايى و دفاع نداشتند » . بعد در همان خطبه در بيان استيلاى امپراتوران روم و ايران چنين مىفرمايد : « كانت الاكاسرة و القياصرة ارباباً لهم يجتازون منهم عن ريف الافاق و بحر العراق إلى منابت الشيخ ؛ آن زمانى كه كسرىها و قيصرهاى روم و ايران اربابان آنان بودند ، پيوسته از زمين‌هاى پُرنعمت و سواحل درياى عراق كوچشان مىدادند به سوى كشتزارهاى عربستان » ] تعبير اخير [ كنايه از بىآبى و نعمت است . ثانياً : همان‌گونه كه در مقام شرح حكومت در اسلام بيان خواهد شد حكومت در اسلام هيچ‌گونه امتيازى بر حاكم نمىآورد بلكه فقط وسيله‌اى است براى برقرار نمودن نظام عادلانه و گرفتن داد مظلومين از ستمكاران و اجراى احكام آسمانى اسلام ، همان نحو كه حضرت امير در خطبه شقشقيه و حضرت سيدالشهداء در خبر تحف‌العقول فرمودند و اساس حكومت روى مساوات - و حرّيت افراد است - و اين‌گونه حكومت با ديكتاتورى نمىسازد . ثالثاً : استبداد و ديكتاتورى آثار شومى دارد و بارزترين آنها در سه چيز است : اول : ثروت‌هاى عمومى را براى تأمين قدرت و پيشرفت شهوات فردى و جمعى مصرف مىنمايند و دست به دست ميان كسان خود مىگردانند . دوم : دستورات دين را با اميال خود تطبيق مىنمايند و بدعت‌ها در دين مىگذارند . سوم : افكار را تحت فشار مىگذارند و از بروز استعدادها و بيدارى مردم جلوگيرى مىكنند و راه‌هاى سرگرمى و شهوت‌رانى را بر مردم باز مىكنند و در نتيجه با مردم رفتارى بردهوار دارند ! طبرى مىنويسد : در سال 63 هجرى وقتى كه مُسلم بن عَقَبه به امر يزيد مردم مدينه را قتل‌عام كرد ، هزارها مسلمان را كشت و صدها نواميس را هتك كرد و از مردم به اين مضمون بيعت مىگرفت شما بنده يزيد بن معاويه مىباشيد ، آنچه بخواهد در
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 82 | السيد محمد صادق الروحاني