چنانچه پس از آنكه فرعون به حضرت موسى ( عليه السلام ) مىگويد : تو در دامن ما تربيت شدهاى و تو را من سرپرستى كردهام آيا اين شكر نعمت است كه انجام مىدهى ، موسى در جواب مىگويد : « تِلْك نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ » « 1 » اين چه نعمتى است كه بر من منت مىگذارى با آنكه بنىاسرائيل را به بندگى خود در آوردى » در حالى كه بنىاسرائيل هرگز فرعون را مانند قِبْطيان به الوهيت پرستش ننمودند و لذا در مصر به زندان افتادند و آنها را شكنجه و آزار مىدادند و از رفتن آنان به ارض مقدّس جلوگيرى كرده بودند . و درآيه ديگر از لسان قوم فرعون مىفرمايد : « وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ » . « 2 »
فرعون و درباريانش بعد از دعوت موسى و هارون آنان را جواب دادند ما ايمان بياوريم به دو نفرى كه مانند ما هستند و قوم آن دو عبادت ما مىكنند ؟ و معلوم است عبادت بنىاسرائيل عبارت است از همان اطاعت اجبارى كه گرفتار آن بودند .
پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) بر حسب روايتى كه ابوذر غفارى نقل مىكند چنين فرموده است :
« إذا بلغ بنوالعاص ثلاثين ، جعلوا مال الله دولا و عباد الله خولا و دين الله دخلا ؛ « 3 »
زمانى كه اولاد عاص - جدّ عثمان - به سى نفر برسند ( مراد اين است كه 30 نفر مصدر امر شوند ) اموال عمومى را بين خود تقسيم مىكنند و بندگان خدا را برده خود قرار مىدهند و دين خدا را زيرورو و تباه مىسازند .
حضرت امير ( عليه السلام ) در شرح ابتلاى بنىاسرائيل و ابتلاى به عذاب فرعونيان چنين مىفرمايد
: « اتّخذتهم الفراعنة عبيداً »
در تفسير اين عبوديت چنين مىفرمايد :
« فساموهم العذاب و جرعوهم المرار فلم يبرح الحال بهم فى ذلّ الهلكة و قهر الغلبة ، لايجدون فى امتناع و لاسبيلا الى دفاع ؛ « 4 »
مىفرمايد : فرعونها بنىاسرائيل را بندگان
هامش
( 1 ) . شعراء ، 22 .
( 2 ) . مؤمنون ، 47 .
( 3 ) . اين حديث را ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغه از واقدى نقل مىكند .
( 4 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 192 .