خون و مال و كسان شما حكم كند آزاد است .
اسلام با هر سه اين امور با شدت تمام مخالف است و روايات زيادى بر اين معنى دلالت دارد .
و رابعاً : سيره رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) بر خلاف اين قسم حكومت بوده است .
دموكراسى
قسم ديگر از حكومت ، حكومت دموكراسى است . اين قسم حكومت ايدهآل همه روشنفكران است و بيشتر و يا همه كشورهاى متمدن جهان مدعى آن هستند كه نوعى از حكومت دموكراسى را دارند و حقيقت اين حكومت را گفتهاند عبارت است از : « حكومت مردم بر مردم » . البته اين معنى جنبه تبليغىاش بر واقع مىچربد ، زيرا به هر ترتيبى فرض شود هيأت حاكمه نمىشود همه افراد و يا اكثريت باشند و لابد حكومت بهدست اقليت خواهد بود . و لذا بعضى ديگر اينگونه تعريف نمودهاند كه دموكراسى حكومت مردم است ، يعنى هيأت حاكمه را مردم تعيين مىكنند و جمعى آن را اينگونه تفسير نمودهاند كه حكومت دموكراسى ، حكومتى است كه بر اساس سه ركن مبتنى است : مساوات ، حُرّيت ، برادرى !
و اين قسم از حكومت بر خلاف گمان عدهاى از مخترعات اين زمانها نيست ، بلكه از سابق بوده و در كلمات افلاطون سخن از اين قسم حكومت به ميان آمده است ، اصول حكومت دموكراسى عبارت است از :
ايجاد حكومت ملى بر اساس خواست و اراده همه انسانهاى آزاد و انقراض نفوذهاى اجتماعى و اقتصادى ناشى از امتيازهاى طبقاتى ، برابرى همه انسانها در قوانين مملكتى ، توزيع عادلانه قدرت و سرمايههاى عمومى ، بالاخره دخالت اراده ملت و مردم در تركيب پارلمانى ، وضع قوانين ، نظم اقتصادى ، شگردهاى سياسى و نظامى و روال سياست خارجى و اثر بارز آن تجلى شكوفان شخصيت ، رهايى از