فصل چهارم : طرز حكومت اسلامى
فصل چهارم در بيان طرز حكومت در اسلام و كيفيت اداره مملكت است .
فلاسفه قديم حكومتها را به اقسامى تقسيم كردهاند و آن تقسيمات به واسطه اختلاف نظر تقسيمكننده مختلف است و شايد نخستين كسى كه حكومتها را تقسيمبندى كرده افلاطون باشد .
افلاطون حكومت را به سه قسم تقسيم كرده : رژيم پادشاهى ، جمهورى ، رژيم ارستقراطى كه رژيم اخير عبارت است از اينكه نظام بهدست اقليت باشد ، به شرط آنكه از طبقات ممتازه باشد و خود افلاطون معتقد بوده است كه اين قسم بهترين طرز حكومتها مىباشد . ارسطو نيز اين تقسيم را قبول نموده و توضيحاتى بر آن افزوده است .
[ اسلام و نفى حكومت پادشاهى ]
بعد از آن دو فيلسوف اقسام ديگرى در حكومتهاى عالم پيدا و به حسب غالب ، حكومت به گونه رژيم پادشاهى بوده ، آن هم به گونه ديكتاتورى و استبداد و دراين قسم از حكومت حاكم خود را مالك مملكت و آنچه در مملكت است مىداند ، و توده