تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و به همين مضمون چند روايت ديگر نيز وارد شده است . به‌علاوه آيه كريمه لَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا « 1 » بر اين معنى دلالت دارد ، زيرا فرد شاخص و روشنِ ركون به ظالم ، سپردن امور ادارى و كشورى به ستمكاران است .

شايستگى ركن اساسى است

7 . حاكم و والى مسلمانان بايد لياقت و شايستگى داشته باشد ، صاحب رأى و بصيرت در تدبير امور و برقرار نمودن نظام عادلانه و حفظ امن بلاد از شرّ اشرار باشد ، شجاعت و قوّت قلب داشته باشد تا بتواند در مقابل دشمنان دين اعم از داخلى و خارجى استقامت نمايد . زيرا مقصد اصلى و غرض از جعل منصب حكومت بر شخص يا صنفى همان نحو كه حضرت امير ( عليه السلام ) در خطبه شقشقيه « 2 » فرموده و حضرت سيدالشهداء هم در خبر تحف‌العقول « 3 » بيان نموده ، انجام وظيفه اجراى احكام و برقرارى نظام عادلانه اسلام است و گرفتن داد مظلوم از ظالم و صرف ثروت‌هاى عمومى در موارد قانونى و امثال اينها است . بنابراين حاكم بايد واجد صفات و خصال ذكر شده باشد تا آنكه اين مهم و مقصد و هدف عالى به خوبى انجام يابد . بلكه از اخبار و روايات استفاده مىشود كه هر كس لايق‌تر و شايسته‌تر و استقامت او در مقابل ناملايمات زيادتر است ، مقدّم بر ديگران مىباشد ، حضرت امير ( عليه السلام ) فرموده است : « أحقّ الناس بهذا الامر أقْومهم عليه ؛ « 4 » سزاوارترين افراد به اين امر ( حكومت اسلامى ) كسى است كه استقامت او زيادتر است » .
هامش
( 1 ) . هود ، 113 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 3 . ( 3 ) . تحف‌العقول ، ص 240 . ( 4 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 172 .