با جنگ و خونريزى مردم را به خود دعوت كند ، در حالى كه دانشمندتر از او در بين مردم باشد چنين شخصى گمراه است » .
علاوه بر آنچه كه ذكر شده ، دهها روايت ديگر به اين مضمون از ائمه طاهرين ( عليهم السلام ) به ما رسيده است كه نقل همه آنها ضرور نيست . اساساً اسلام به علم و دانش زياد اهميت مىدهد و فرد دانشمند را برتر از همه مىداند و كليد راه سعادت را علم و دانش مىداند و سفارش تحصيل علم و دانش را نموده و در روايات زيادى فضيلت علم و عالم را بيان مىنمايد تا جايى كه دانشمندان را به پايه پيامبران گذشته رسانده است .
متأسفانه مسلمانان به حدى در اين راه كوتاهى نمودهاند تا جايى كه در بعضى كتب تاريخ نوشته شده است كه وزراى خلفاى اسلامى مانع مىشدند كه خليفه كتاب بخواند و مطالعه كند ! و
مىنويسند : يكى از خلفاى عباسى مرد ، وزير او تصميم گرفت يك فرد عالم و دانشمندى را به خلافت منصوب كند ولى عدهاى از ديوانيان او را از اين كار برحذر داشتند و گفتند : چه اصرارى كه مرد دانشمندى خليفه شود ؟ بهتر است آن كودك صغيرى كه از دانش بهره ندارد خليفه و حاكم بر مسلمانان گردد و تو بهنام او حكمرانى كنى ، او همچنين كرد و مقتدر را كه كودك بىسوادى بود به خلافت تعيين نمود !
باز مىنويسند معاويه مىگفت : چقدر زشت است كه خليفه در علم زيادهروى كند ! « 1 »
آرى يكى از علل و اسباب بدبختى و انحطاط و تنزل مسلمين همين بىاعتنايى به علم و دانش است .
حاكم اسلامى بايد خلاف فرمان الهى عمل نكند
6 . حاكم اسلامى بايد عادل باشد ، واجبات را انجام دهد و از محرّمات اجتناب نمايد . به عبارت ديگر به دستورات الهى عمل كند و اگر چنين نباشد مسلط شدن او بر
هامش
( 1 ) . كتاب الفخرى فى آداب السلطانيه ، ص 5 ، چاپ مصر .