مىكردم - و تمام نزاعها از بين مىرفت - بلى اگر حرص اين دو نفر به مقام نبود ، ممكن بود آنها را ولى قرار دهم » .
9 . يكى از شرايط معتبر حاكم مرد بودن است : دليل آن قطع نظر از آنكه در اخبارى كه حكومت را بر علما قرار داده تعبير به « رجل » نموده ، پارهاى از روايات صريحاً بر اين معنى دلالت مىكند ، جمعى از امام باقر ( عليه السلام ) روايت كردهاند كه :
« قال ليس على النساء أذان و لا إقامة - إلى أن قال - و لاتولّى المرأة القضاء و لاتلى الإماره و لا تستشار ؛ « 1 »
امام فرموده بر زنها اذان و اقامه واجب نيست ، بعد چند امر ديگر مىفرمايد تا آنكه مىگويد : زن نمىتواند متصدّى منصب قضاوت شود و نمىتواند حاكم و امير گردد و مورد شور - در امور سياسى - قرار نمىگيرد » .
روايت شده است از پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) :
« لايفلح قوم ولّتهم امرأة ؛ « 2 »
رستگار نمىشوند جماعتى كه زنانشان بر آنها حكومت كنند » . و روايات ديگرى قريب به اين مضمون رسيده است ، شايد راز اعتبار اين شرط اين باشد كه به حسب غالب جنبه عاطفى زن بيشتر است از جنبه عقلانى او و در حكومت گاهى ضرورت ايجاب مىكند كه خشونت به خرج داده شود و زن نمىتواند چنين باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) . خصال ، ج 2 ، ص 141 .
( 2 ) . خلاف شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 311 .
( 3 ) . حكومت چند زن در عصر ما ، در ويتنام جنوبى ، هند ، سيلان و دخالت زنان رؤساى جمهور كشورهاى اندونزى و چين و پاكستان ، فسادى را به راه انداخت كه روزنامهها همه روز شرح آن را مىنوشتند .