حاكم نبايد حريص به مقام باشد
8 . حاكم و والى نبايد حريص بر تصدّى اين مقام باشد و علاقه به آن داشته باشد مگر براى اجراى احكام الهى و حفظ بلاد مسلمين و برقرار نمودن نظام عادلانه ، همانگونه حضرت امير ( عليه السلام ) در خطبه شقشقيه « 1 » فرمود كه : ارزش اين مقام در نظر من از آبى كه از دماغ بُز بيرون مىآيد كمتر است ، و يا حضرت سيدالشهداء فرمود كه : خود مقام ارزشى ندارد ولى فعاليت من براى گرفتن آن بهخاطر حفظ دين و اجراى قوانين اسلام و امنيت مسلمانان است . « 2 »
رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) مىفرمايد :
« إنّا والله لا نولّى هذا العمل أحداً سأله ، أو أحداً حرص عليه ؛ « 3 »
به خدا قسم ما كسى را به اين كار منصوب نمىكنيم كه خود او داوطلب آن باشد ( به واسطه علاقه به آن مقام ) و يا كسى كه حريص بر آن باشد » .
حضرت امير ( عليه السلام ) در جواب عبدالله بن عباس كه وساطت نموده بود تا امام استاندارى بصره و كوفه را به طلحه و زبير واگذار كند ، فرمود :
« ويحك إنّ العراقين بهما الرجال والأموال ، و متى تملّكا رقاب الناس يستميلا السفيه بالطمع ، و يضربا الضعيف بالبلاء ، و يقويا على القوىّ بالسلطان ، و لو كنت مستعملا أحدًا لِضرّه و نفعه لاستعملت معاوية على الشام ، و لولا ما ظهر لى من حرصهما على الولاية ، لكان لى فيهما رأى . « 4 »
واى بر تو ، در كوفه و بصره مردم مسلمان و اموالشان موجود است و زمانى كه اين دو نفر متصدى مقام ولايت شدند ، مردم نادان را با پول مىخرند و ناتوانان را با شكنجه و آزار ساكت مىكنند ، مردمان قوى را با قدرت و نيرو تسليم مىنمايند ، من اگر بنا بود در دادن منصب ، حساب ضرر و نفع خود را بكنم معاويه را فرماندار شام
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 3 .
( 2 ) . تحفالعقول ، ص 240 .
( 3 ) . نظام الحكم والاداره فى الاسلام ، ص 302 .
( 4 ) . الامامة والسياسة ، ج 1 / 42 .