تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
از پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) روايت شده كه فرموده‌اند : « مَنِ استعمل عاملا من المسلمين و هو يعلم أنّ فيهم من هو أولى بذلك منه و أعْلم بكتاب الله و سنّة نبيّه فقد خان الله و رسوله و جميع الْمسلمين ؛ « 1 » فرموده است اگر كسى عاملى از بين مسلمانان براى تصدّى كارى از كارهاى مملكتى تعيين كند در حالى كه مىداند كه شخص شايسته‌تر و دانشمندتر از او در بين مسلمين وجود دارد ، اين كس به خدا و پيامبر و جميع مسلمين خيانت كرده است » . گويا نظر در اين روايت و امثال آن به اين باشد كه منصب حكومت و ساير مناصب اداره مملكت از امانات است و خداى تبارك و تعالى امر فرموده امانت به اهلش واگذار گردد و اگر به غير اهل داده شود ، خيانت است و چون اين امانت از طرفى مربوط به خدا و پيامبر است و از طرفى مربوط به جميع مسلمين - چون به نفع آنان قرار داده شده - اگر غير اهل متصدّى شود ، خيانت به همه است . البته اين خبر در مورد تعيين عامل مىباشد ولى حكم مقام به اولويت از آن فهميده مىشود . از رسول گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) نقل شده است : « مَنْ تَقَدّم على قوم من المسلمين و هو يرى أنّ فيهم من هو أفضل منه ، فقد خان الله و رسوله و الْمسلمين ؛ « 2 » كسى كه پيشرو گروهى از مسلمانان بشود در حالى كه مىداند كه شايسته‌تر از او در بين مردم هست ، چنين شخصى خيانت به خدا و پيغمبر و جميع مسلمانان نموده است » . از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل شده است : « ولاتقبلنّ فى استعمال عمالك و أمرائك شفاعة إلا شفاعة الكفائة و الامانة ؛ « 3 » براى تصدّى فرماندار و امير غير از لياقت و شايستگى و امانت‌دارى چيز ديگرى را ملاك قرار نده . و روايات ديگرى قريب به اين مضمون رسيده است كه براى اختصار نقل نمىشود .
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 10 ، ص 11 . ( 2 ) . مجمع‌الزوائد . ( 3 ) . فلسفه الحكم عند الامام ، ص 34 .