از پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) روايت شده كه فرمودهاند :
« مَنِ استعمل عاملا من المسلمين و هو يعلم أنّ فيهم من هو أولى بذلك منه و أعْلم بكتاب الله و سنّة نبيّه فقد خان الله و رسوله و جميع الْمسلمين ؛ « 1 »
فرموده است اگر كسى عاملى از بين مسلمانان براى تصدّى كارى از كارهاى مملكتى تعيين كند در حالى كه مىداند كه شخص شايستهتر و دانشمندتر از او در بين مسلمين وجود دارد ، اين كس به خدا و پيامبر و جميع مسلمين خيانت كرده است » .
گويا نظر در اين روايت و امثال آن به اين باشد كه منصب حكومت و ساير مناصب اداره مملكت از امانات است و خداى تبارك و تعالى امر فرموده امانت به اهلش واگذار گردد و اگر به
غير اهل داده شود ، خيانت است و چون اين امانت از طرفى مربوط به خدا و پيامبر است و از طرفى مربوط به جميع مسلمين - چون به نفع آنان قرار داده شده - اگر غير اهل متصدّى شود ، خيانت به همه است .
البته اين خبر در مورد تعيين عامل مىباشد ولى حكم مقام به اولويت از آن فهميده مىشود .
از رسول گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) نقل شده است :
« مَنْ تَقَدّم على قوم من المسلمين و هو يرى أنّ فيهم من هو أفضل منه ، فقد خان الله و رسوله و الْمسلمين ؛ « 2 »
كسى كه پيشرو گروهى از مسلمانان بشود در حالى كه مىداند كه شايستهتر از او در بين مردم هست ، چنين شخصى خيانت به خدا و پيغمبر و جميع مسلمانان نموده است » .
از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل شده است :
« ولاتقبلنّ فى استعمال عمالك و أمرائك شفاعة إلا شفاعة الكفائة و الامانة ؛ « 3 »
براى تصدّى فرماندار و امير غير از لياقت و شايستگى و امانتدارى چيز ديگرى را ملاك قرار نده . و روايات ديگرى قريب به اين مضمون رسيده است كه براى اختصار نقل نمىشود .
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 10 ، ص 11 .
( 2 ) . مجمعالزوائد .
( 3 ) . فلسفه الحكم عند الامام ، ص 34 .