كسانى كه در خاموش كردن نور پيغمبرشان كوشيدهاند بگيريد ، خداوند يگانه ما را پشتيبان است و بر او توكل داريم و به درگاه او بازگرديم و سرانجام همه به سوى او است .
* * * از اين روايت مطالب بسيار مهمى استفاده مىشود كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
1 . منصب حكومت بر علماى اسلام قرار داده شده است . آنان موظف به تشكيل حكومت و برقرار نمودن نظام عادله مىباشند . جمله و ذلك أنّ مجارى الامور على أيدى العُلماء تا آخر به قرينه جملات قبل و بعد آن تقريباً صراحت در اين معنى دارد . راستى مايه تعجب است كه جمعى از فقها بدون مراجعه به صدر و ذيل خبر گفتهاند كه مراد از علما در آن روايت ائمه طاهرينند نه فقهاى اسلام ، در روايت دقت كنيد .
2 . علما در صورتى كه حاكم جور تشكيل حكومت داد ، موظفند كه نه تنها با او همكارى نكنند و نه فقط سكوت نكنند ، بلكه بايد مفاسد حكومت او را گوشزد نمايند و او را راهنمايى كنند و ساكت نمانند و در اين راه اگر جانشان به خطر بيافتد نهراسند و اگر از مال دنيا بىنصيب بمانند اعتنايى نكنند .
3 . اگر حاكم جور بدعتى در دين گذاشت ، علما بايد بگويند و فرياد بزنند ، اعلاميه بدهند ، سخنرانى كنند و به هر نحو كه مىشود ملت را آگاه سازند و حقايق را بيان دارند .
4 . اينكه حكومت را كه امام در صدد گرفتن آن بوده است نه به واسطه علاقه به آن يا به زخارف دنيا بوده ، بلكه براى زنده داشتن دين و گرفتن داد مظلومين بوده است .
مطالب مهم ديگرى نيز از آن استفاده مىشود كه در رساله امر به معروف به آن اشاره نمودهايم . « 1 »
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به كتاب الامر بالمعروف و التقية