معلوم مىشود كه قوانين اقتصادى اسلامى بدون تشكيل حكومت اسلامى قابل عمل نيست ، اين همان است كه نوشتيم اقتصاد اسلامى جزئى از سيستم حكومت اسلامى است .
بنابراين بر حاكم اسلامى است كه شخص يا اشخاصى را براى اجراى اينگونه قوانين اقتصادى اسلام تعيين نمايد ، همانگونه كه خود پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) عاملين مخصوصى براى اين كارهاى اقتصادى داشت و صفاتى را كه چنين افراد بايد واجد باشند ، امام ( عليه السلام ) در عهدنامه به مالك اشتر بيان داشته است .
اصل چهارم : انفاق
اسلام اهميت زيادى به انفاق و بخشش و ايثار مىدهد آيات و روايات زيادى در فضيلت و ترغيب به اين عمل وارد شده است و از آنها استفاده مىشود كه خداوند تبارك و تعالى انسانها را متوجه اين مىكند كه شما هر كدام مستقل نيستيد بلكه عضو يك جامعه مىباشيد ، بنابراين بايد منافع مجتمع اسلامى را بر منافع و لذات شخصى مقدم بداريد و سعادت حقيقى شما در اين كار است ( رجوع شود به سوره بقره ، آيات 110 و 195 و 245 و 261 ؛ و آلعمران ، آيه 180 ؛ سوره نساء ، آيه 16 ؛ و سور و آيات ديگر از قرآن كريم ) .
اصل پنجم : تعاون عمومى
مسلمانان موظّفند در كارهاى نيك يكديگر را كمك نموده و كارهاى خوب و عامالمنفعه را با كمك يكدگر انجام دهند ، تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى ( مائده ، آيه 2 ) .
از پيغمبر اكرم روايت شده است فرمود : كسى كه صبح كند و كمر همّت بر كارهاى ديگران نبندد مسلمان نيست ( رجوع شود به وسائلالشيعه ، ج 11 ، ص 559 ) و از خود پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) و ائمه طاهرين ( عليهم السلام ) در اين باب روايات به حدى است كه قابل ذكر در اين