4 . وزارت دفاع و جنگ
اسلام اهميت فوقالعاده به حمايت از وطن اسلامى كه قبلا حدود آن بيان شد مىدهد و حفظ مرزها و ثغور اسلامى را از اهمّ واجبات مىشمارد و جهاد و دفاع را جزء اساس دين مىداند و لذا ارتش و قوّت آن و مجهّز شدن با سلاح روز از اصول و هدفهاى اساسى اسلام قرار گرفته و خداى تعالى مىفرمايد : وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة ( انفال ، آيه 60 ) تا آنجا كه مىتوانيد نيرو تهيه نمائيد .
امام ( عليه السلام ) در عهدنامه به مالك اشتر در تعريف ارتش چنين مىفرمايد :
« فالجُنُود بإذن الله حُصُون الرعيّة و زَيْن الوُلاة و عزّ الدين و سُبُل الأمْن و ليس تقوم الرعيّة إلّا بهم ؛ « 1 »
مىفرمايد : قشون نسبت به آحاد ملت مانند دژ نسبت به شهر است ( همان نحو كه دژ حافظ شهر است از حمله دشمن و مردم شهر در امانند ، به واسطه دژ همچنين قشون حافظ امنيت است نسبت به ملت ) و زينت ولات و حكام ، ارتش است و عزت دين و راه امنيت بلاد اسلامى ارتش است ، و ملتى كه ارتش نيرومند ندارد موجوديت خود را نمىتواند حفظ نمايد » .
امام سجاد ( عليه السلام ) در صحيفه سجاديه در دعاى 27 ، با آنكه حكومت در آن عصر بهدست اموىها بود ، درباره لشكريانى كه سرحدات را حفظ مىكنند دعا مىكند .
امام ( عليه السلام ) در عهدنامه به مالك سفارش مىفرمايد كه رئيس لشكر بايد رعايت حال آحاد قشون را بنمايد و بسيار به آنان محبّت كند و جلب دوستى آنان را بنمايد تا آنكه آنها در انجام وظيفه با اخلاص تمام عمل كنند .
و براى انتخاب رئيس لشكر دستوراتى به مالك مىدهد و صفاتى را قيد مىفرمايد كه رئيس بايد واجد باشد . در صدر اسلام به نحوى مردم مسلمان تربيت شده بودند كه اگر در جنگ كشته مىشدند با حالت فرح و سرور جان مىدادند و آنهايى كه از جنگ
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، قسمت دوم ، نامه 53 .