مىكند ، ناراحت شد و تعرض نمود ، جواب دادند : او يهودى است ، فرمود : « هر چه باشد بشر است ، در جوانى از او كار كشيديد ، حال كه پير شده او را رها نموديد ؟ از بيتالمال به او انفاق كنيد » . « 1 »
اسلام بعد از آنكه مالكيت مطلقه حقيقى را در همه چيز از آن خدا مىداند و مالكيت خاصه اعتبارى محدود را بر انسانها امضا نموده و برنامه منظم خاصى در تحت قوانين و اصولى عرضه كرده است كه با بهكار بستن آن قوانين تمام مشكلات حل مىگردد و ما به چند اصل اشاره مىكنيم :
1 . اصل اشتراك در نيازمندىهاى عمومى
2 . اصل اشتراك در ثروتهاى عمومى
3 . اصل اشتراك فقرا در اموال اغنيا
4 . اصل انفاق و بخشش
5 . اصل تعاون عمومى
6 . اصل برادرى امت اسلام - تكافل اجتماعى -
7 . اصل استقلال اقتصادى
اصل اول : اصل اشتراك در نيازمندىهاى عمومى
اسلام نسبت به احتياجات عامه ، اصل اشتراكيت قائل است و معتقد است آنها متعلق به همه انسانها است و مالكيت خصوصى را قبول ندارد ، يكى از آنها زمين است . بعضى از فقها اساساً منكر مالكيت زمين هستند ولى آنچه مسلم است آنكه اراضى مفتوحة عنوة ؛ يعنى زمينهايى كه با جنگ از كفار گرفته شده ، ملك كسى نمىشود و متعلق به همه مسلمين است ، و نيز زمينهايى كه اهلش با ميل و رغبت اسلام آوردند ولى آن زمينها را معطل گذاشتهاند و آباد نمىكنند و همچنين
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعه ، كتاب جهاد ، باب 19 .