مختصر نيست و در بعضى روايات برآوردن حاجت برادر مؤمن از همه عبادتها بافضيلتتر ذكر شده است .
اصل ششم : تكافل اجتماعى
از اصولى كه نظريه اسلام را درباره اقتصاد و برنامه دقيق آن روشن مىكند اصل برادرى و تكافل اجتماعى مىباشد . اين اصل از آيات كثيره مانند آيات 178 و 220 از سوره بقره ، و 103 آلعمران ، و 11 توبه ، و 10 حشر استفاده مىشود . در اين اصل ، اسلام تمام افراد مسلمان را در انجام وظايف سياسى و اقتصادى در يك بسيج عمومى بهصورت اشتراكى و برادروار مسؤول مىداند و از هرگونه تكروى و خارج از شكل اجتماعى آن و هر نوع فردگرايى منع نموده است . بنابراين همانگونه كه مصرف كالاى توليدى همگانى است ، بايد توليد آن نيز همگانى باشد .
چه نيكو نوشته است يكى از نويسندگان : اينجا است كه تضاد بنيادى و آشتىناپذير اسلام با رژيم منحط و ظالمانه سرمايهدارى ، چه سرمايهدارى افراطى و چه سرمايهدارى ارشادى ، به بهترين وجهى بروز مىكند . تضاد اصلى سرمايهدارى در اين است كه توليد كالا خصوصى و در دست مالكين ابزار توليد است ، ولى مصرف اين كالاى توليدى همگانى و اجتماعى است ، در سيستم اقتصادى اسلام اين تضاد از ميان برداشته مىشود ، همه مردم در همه مراحل عمده پروسه اقتصادى ( توليد ، توزيع ، مبادله و مصرف ) شريك و سهيماند .
اصل هفتم : استقلال اقتصادى
اسلام در عين آنكه اشتراك عمومى در ثروتهاى عمومى قائل است و مالكيت مطلقه را مطلقاً قبول ندارد و تفصيل آن در اصول گذشته ذكر شد ، در سياست اقتصادى خارجى اصل استقلال قائل
است كه در اين عصر از آن اصل تعبير مىشود به