فرمود : برو مكه زينب را بفرست مدينه . ابوالعاص با مخالفت قريش زينب را با خطرى كه اين كار داشت به مدينه فرستاد و به حكم اسلام اين زن و شوهر از هم جدا شدند ، بعد از آن قريش به واسطه درستكارى ابىالعاص اموالى را براى تجارت به او دادند و او را به شام فرستادند ، در مراجعت مسلمانان اموال قريش را كه محارب و مشرك بودند گرفتند و به مدينه آوردند ، ابوالعاص براى گرفتن اموال شبانه وارد مدينه شد و به منزل زينب رفت و در پناه زينب قرار گرفت ، موقع نماز صبح زينب به مسجد آمد و به مردم اعلام كرد كه من ابىالعاص را پناه دادم ( از مقرّرات اسلام است كه اگر مسلمانى مشرك محاربى را پناه دهد و به ديگران اعلام نمايد ، آن پناه رسميت پيدا مىكند ) پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) رو به مسلمانان كرد و فرمود : شنيديد سخن زينب را ؟ عرض كردند بلى ، فرمود : من هم الان مطلع شدم . حال خود ابىالعاص آزاد است ، ولى اموالى فىء مسلمين است كه آنها را تصاحب نمودهاند ، مىتوانند تصرف كنند و مىتوانند به او برگردانند ، مسلمانان به ميل خود اموال را رد نمودند و ابوالعاص آنها را به مكه برد و به صاحبانش تحويل داد و بعداً خود مسلمان شد .
2 . در جنگ بدر هفتاد نفر از سران قريش اسير شدند . مسلمانان بازوى آنها را به يك ريسمان بستند ، از جمله آنها عباس عموى پيغمبر و عقيل بن ابىطالب و نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بودند ، رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) به عباس فرمود كه تو پول دارى ، فديه خودت و برادرزادههايت را بپرداز و آزاد شويد .
عباس گفت : من اسلام آوردهام و قريش مرا مجبور به اين جنگ نمودند ، پيغمبر فرمود : كه اگر واقعاً مسلمان باشى خدا جزايت را مىدهد ، ولى چون در ظاهر اسلام نياورده بودى ، به حسب حكم اسلام بايد براى آزادى فديه بدهى ، عرض كرد پولهايى كه دارم بهعنوان فديه قبول كنيد ( يكصد و شصت مثقال طلا داشت ) پيغمبر فرمود : آن به حساب نمىآيد ، از آن پولى كه در موقع خروج از مكه نزد امالفضل گذاشتهاى بده ، عباس براى سه نفر كه يكى عمو و دو نفر ديگر عموزاده پيغمبر بودند
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٠٣