شرطيهء « إذا بلت فتوضّأ » را ذكر مىكند ، اگر ما باشيم و نفس اين قضيّهء شرطيه ، در اينجا دو مدلول براى اين قضيهء شرطيه وجود دارد : يكى مربوط به دلالت لفظى و ديگرى مربوط به دلالت عقلى است . آنچه مربوط به لفظ است ، همان مسألهء « صِرف الوجود » است كه ما در مسألهء متعلّق احكام اختيار كرديم ، لذا معناى « إذا بلت فتوضّأ » اين مىشود كه متعلّق طلب مولا عبارت از « صِرف الوجود طبيعت وضو » است . ولى وقتى به سراغ عقل بياييم و از عقل سؤال كنيم اگر مولا بيش از يك مطلوب نداشته باشد و آن مطلوب واحد هم عبارت از صِرف الوجود باشد ، آيا اين صِرف الوجود قابل تكرّر است يا نه ؟ البته تكرّر به معناى بار دوّم است نه اين كه چند فرد را يك مرتبه انجام دهد . به عبارت ديگر : آيا با وجود آوردن يك يا چند ظرف آب نزد مولا ، مىشود براى بار دوّم نيز چنين كارى انجام داد ؟ عقل پاسخ مىدهد : صرف الوجود قابل تكرّر نيست . در اينجا هم وقتى وضو تحقق پيدا كرد ، مسئله تمام شده است و مطلوبى براى مولا باقى نمانده كه بخواهد تكرار شود . اين در صورتى است كه ما يك قضيّهء شرطيه داشته باشيم . امّا وقتى مولا قضيّهء شرطيهء « إذا نمت فتوضأ » را نيز به دنبال قضيّهء شرطيهء اوّل ذكر كرد ، با توجه به اين كه « قضيّهء شرطيه ، ظهور در سببيّت مستقلهء شرط براى ترتب جزاء دارد » مىفهميم كه هريك از بول و نوم به عنوان سبب مستقل براى وجوب وضوء مىباشند . و اگر ما بخواهيم استقلال اين دو سببيت را حفظ كنيم ، بايد ملتزم شويم كه مولا دو مطلوب دارد . و در اين صورت ، موضوع حكم عقل از بين مىرود .
موضوع حكم عقل عبارت از وحدت مطلوب مولا بود و هنگامى كه مطلوب مولا تعدّد پيدا كرد عقل هم حكم به تكرّر مىكند . عقل مىگويد : يك مطلوب ، صِرف الوجود است . مطلوب ديگر هم صِرف الوجود است و اين لازمهاش اين است كه صِرف الوجود ، تكرّر پيدا كند و وضويى به دنبال شرط دوّم تحقّق پيدا كند ، همانطور كه به دنبال
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٨