اشكال بر كلام محقق همدانى رحمه الله و مرحوم آخوند : ما از اين دو بزرگوار سؤال مىكنيم : اين ظهورى كه شما براى قضيّهء شرطيه در سببيّت مستقلّه قائل هستيد ، از كجا پيدا شده است ؟ همان احتمالاتى كه در ارتباط با مفهوم مطرح مىكرديم ، در اينجا نيز جريان دارد ، البته در باب مفهوم ، كسى كه مىخواست مفهوم را براى قضيّهء شرطيه ثابت كند ، بايد علاوه بر سببيّت مستقلّه ، انحصار آن را هم ثابت كند و ما در آنجا بحث مىكرديم كه آيا اين عليّت تامهء منحصره ، از راه وضع ثابت مىشود يا از راه انصراف يا از راه اطلاق ؟ عين همان بيان را در اينجا نيز مطرح مىكنيم ، با اين تفاوت كه در اينجا كارى به انحصار آن نداريم . اگر اين دو بزرگوار ، منشأ ظهور قضيّهء شرطيه در سببيّت مستقلّه را عبارت از وضع و تبادر بدانند ، به آنان مىگوييم : همانطور كه در ارتباط با مفهوم و عليّت منحصره ، مدّعى نتوانست وضع و تبادر را ثابت كند ، در اينجا هم دليلى نداريم كه واضع ، ادات شرط را براى اين وضع كرده كه شرط ، سببيّت مستقل براى جزاء داشته باشد . در بسيارى از موارد استعمالات عرفى ، ما ملاحظه مىكنيم كه ادات شرط در غير سبب مستقل به كار مىروند . گاهى فقط در مورد « عدم المانع » به كار مىروند ، مثلًا وقتى گفته شود : « اگر اين چوب رطوبت نداشت ، حتماً مىسوخت و حرارت توليد مىكرد » ، آيا به لحاظ اين كه رطوبت نداشتن ، به عنوان « عدم المانع » مطرح است - نه به عنوان سببيّت مستقلهء تامّه - اين استعمال ، استعمال مجازى است ؟ روشن است كه كسى نمىتواند چنين حرفى بزند . و يا در جايى كه يك سببيّت ناقصى وجود دارد ، مثلًا كسى كه در زمستان گرفتار سرما شده است ، بگويد : « اگر چوب و هيزمى وجود داشت ، گرفتار اين سرما نمىشدم » ، اين استعمال ، استعمال مجازى نيست ، با وجود اين كه وجود هيزم به عنوان يك سبب ناقص مطرح است و براى تأثير آن بايد شرايط آن فراهم شده و موانع آن بر طرف شود . بنابراين استعمالات عرفى - بدون اين كه تجوّز و مسامحهاى در آنها وجود داشته
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٤