تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
ولى در قضيّهء شرطيهء « إن جاءك زيد فأكرمه » نظر به شخص اين حكم نيست . اگر معلول در اين قضيّه ، وجوب جزئى بود ، چه داعى داشتيم كه اين همه زحمت بكشيم تا علّيت منحصره را درست كنيم ؟ اگر معلول شخص حكم باشد ، با انتفاء علّتْ يا حتى از بين رفتن يكى از قيود آن ، معلول هم منتفى خواهد شد . خواه علّيت منحصره در كار باشد يا نباشد . اگر « زيد » را برداشته به جاى آن « عَمرو » را بگذاريم يا « مجىء » را برداشته به جاى آن « سلام » را قرار دهيم يا « اكرام » را برداشته به جاى آن چيز ديگرى بگذاريم ، همهء اين‌ها خارج از دايرهء مجعول مولاست . يعنى در همهء اين موارد ، شخص حكم مذكور در كلام مولا منتفى خواهد شد . خواه علّيت منحصره در كار باشد يا نباشد . پس اين همه تلاش براى درست كردن علّيت منحصره ، شاهد بر اين است كه در اين قضيّهء شرطيه نظر به شخص حكم مجعول نيست . « 1 » بررسى پاسخ مرحوم شيخ انصارى : اگرچه مبناى مذكور در كلام ايشان درست است ، يعنى هيئت افعل ملحق به حروف است و تحقيق در معانى حرفيه همان چيزى است كه مشهور قائلند و موضوع له و مستعمل فيه را خاص مىدانند ولى اين بيان مرحوم شيخ انصارى نمىتواند به عنوان جواب از اشكال فوق باشد . زيرا ممكن است مستشكل خطاب به ايشان بگويد : آيا شما علّيت منحصره را براى حكمى كه مولا جعل كرده اثبات كرديد يا براى حكمى كه مولا جعل نكرده است ؟ اگر آنچه مولا جعل كرده عبارت از يك حكم شخصى و جزئى است ، علّيت منحصرهء شما نمىتواند از دايرهء اين حكم شخصى خارج شود . و اگر آنچه مولا جعل كرده عبارت از حكمى كلّى باشد ، هرچند نتيجه‌اش انتفاء سنخ است ولى مبناى شما اين است كه حكم كلّى جعل نشده است بلكه موضوع له و مستعمل فيه در هيئت عبارت از خاص است .
هامش
( 1 ) - مطارح الأنظار ، ص 173