« يجب » كلّى وجوب را مطرح مىكند ، زيرا مادّهء آن عبارت از « وجوب » است و وجوب هم معناى اسمى است و براى وجوب شخصى و جزئى وضع نشده است . « وجوب » مانند « انسان » است . همانطور كه « انسان » داراى معنايى كلّى است ، « وجوب » هم داراى معناى كلّى است . وجوب مستفاد از هيئت افعل هم همينطور است زيرا موضوع له و مستعمل فيه در مورد هيئت افعل عبارت از مطلق وجوب است . خلاصهء جواب مرحوم آخوند اين است كه حكم مجعول در قضيّه شرطيه كلّى وجوب است نه وجوب شخصى و لازمهء علّيت منحصرهء مجىء براى كلّى وجوب ، اين است كه هنگام انتفاء شرط ، كلّى وجوبْ منتفى شود . « 1 » بررسى پاسخ مرحوم آخوند : اين پاسخ بر اساس مبناى خود مرحوم آخوند درست است ولى بنا بر مبناى مشهور - كه ما هم آن را اختيار كرديم - نمىتواند پاسخ درستى باشد . مشهور معتقدند حروف و ملحقات آنها هرچند داراى وضع عام مىباشند ولى موضوع له و مستعمل فيه آنها خاص مىباشد .
2 - پاسخ مرحوم شيخ انصارى :
ايشان مىفرمايد : ما بايد « إن جاءك زيد يجب إكرامه » را از محدودهء اشكال خارج كنيم ، زيرا در اين مثال وجوب از مادّهء « يجب » استفاده مىشود و مادّه داراى معناى اسمى است و اسم داراى وضع عام ، موضوع له عام و مستعمل فيه عام است . پس اشكال در خصوص « إن جاءك زيد فأكرمه » است كه وجوب آن از هيئت افعل استفاده مىشود و هيئت داراى معناى حرفى است و معناى حرفى - به نظر مشهور - خاصّ و جزئى است . شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد : درست است كه « أكرم » دلالت بر وجوب جزئى مىكند
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 309 - 311 .