تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

3 - پاسخ حضرت امام خمينى رحمه الله

حاصل كلام امام خمينى رحمه الله - با توضيح و رفع اشكالات آن از طرف ما - اين است كه ايشان مىفرمايد : درست است كه قائلين به مفهوم - به حسب ظاهر قضيّهء شرطيه - يك علّيت و معلوليتى مطرح مىكنند و علّت را هم علّت منحصره مىدانند و ترديدى نيست كه علّيت منحصره به عنوان وصف براى شرط در قضيّهء شرطيه است ، ولى بحث در معلولِ اين علّت منحصره است . ظاهر قضيّهء شرطيه اين است كه معلول اين علت ، مجموعهء جزاء مترتب بر شرط باشد كه در قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » عبارت از « وجوب اكرام زيد » مىباشد . ولى وقتى از عرف سؤال كنيم كه در قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » كه بين شرط و جزاء شدت ارتباط و اتصال مطرح است آيا طرفين اين ارتباط چيست ؟ عرف در جواب مىگويد : « طرفين اين ارتباط عبارت از آمدن زيد و اكرام او - نه لزوم اكرام او - مىباشند » . مثال عرفى : فرض كنيد قرار بوده مهمانى به منزل كسى برود و صاحب خانه مىخواهد از منزل خارج شود به عبد خود مىگويد : « اگر مهمان آمد از او پذيرايى كن » ، در اينجا آيا بين آمدن مهمان و لزوم پذيرايى او شدت اتصال و ارتباط است ، تا اين كه پس از آمده مهمان ، لزوم پذيرايى تحقق پيدا كند ، خواه عبد آن را موافقت يا مخالفت كند ؟ به عبارت ديگر : آيا با آمدن مهمان ، علّت و معلول تحقق پيدا كرده است ، خواه اين كه امر به اكرام موافقت شود يا نه ؟ واقعيت مسئله اين نيست و آنچه عرف از اين قضيه مىفهمد اين است كه بين آمدن مهمان و پذيرايى او شدت ارتباط و مناسبت وجود دارد و همين مناسبت سبب شده كه مولا امر به پذيرايى مهمان كند . پس در قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » اگرچه در ظاهر ، جزاء - يعنى لزوم اكرام - معلول واقع شده و معلّق بر شرط شده ولى در باطن معلول ما عبارت از اكرام زيد است و آنچه عرف درك مىكند اين است كه بين مجىء زيد و اكرام او شدت تناسب و ارتباط وجود دارد . و اكرام هم معنايى اسمى و كلّى است