1 - پاسخ مرحوم آخوند :
ايشان بر اساس مبنايى كه در باب حروف و ملحقات حروف - يعنى هيئات - اختيار كردهاند « 1 » ، در پاسخ اشكال فوق مىفرمايند : طبق مبناى ما جزاء در قضيّهء شرطيه ، خواه به صورت هيئت افعل باشد - مثل « إن جاءك زيدٌ فأكرمه » - و خواه به غير صورت افعل - مثل « إن جاءك زيدٌ يجب إكرامه » « 2 » فرقى نمىكند ، زيرا به نظر ما بين معانى حرفيه و معانى اسميه در تمام مراحل سهگانهء وضع و موضوع له و مستعمل فيه فرقى وجود ندارد . پس در « إن جاءك زيد فأكرمه » اگرچه پاى هيئت در ميان است و هيئت داراى معناى حرفى است ولى به نظر ما معناى حرفى ، عام است و وجوبى كه هيئت افعل برآن دلالت مىكند وجوب عام و كلّى است . مثل همان چيزى است كه كلمهء « مِنْ » دلالت مىكند . كلمهء « مِنْ » هم داراى موضوع له عام است و هم داراى مستعمل فيه عام ، همانطور كه موضوع له و مستعمل فيه كلمهء « الابتداء » عام مىباشند . ذكر اين نكته لازم است كه ما وقتى معانى اسميه را - در مقابل معانى حرفيه - مورد بحث قرار مىدهيم ، اين اسم داراى معنايى عام است و شامل اسم و فعل مىشود . البته هيئات افعال ، ملحق به حروف هستند . لذا مرحوم آخوند - بر اساس مبناى خودشان - مىفرمايند : اگر مولا بگويد : « إن جاءك زيد يجب إكرامه » ، اين
هامش
( 1 ) - مرحوم آخوند در باب حروف و ملحقات آن ، بر خلاف مشهور نظر داده و معتقدند : حروف داراى وضع عام و موضوع له عام مىباشند و مستعمل فيه آنها نيز عام است . و حروف و اسماء هم سنخ آنها در مراحل سهگانهء وضع ، موضوع له و مستعمل فيه فرقى باهم ندارند و فرق آنها فقط از ناحيهء موارد استعمال است . جايى كه ابتدا به صورت غير مستقل استعمال شود ، لفظ « من » و جايى كه به صورت مستقل استعمال شود لفظ « الابتداء » به كار برده مىشود .
( 2 ) - فرق بين اين دو روشن است ، زيرا در مثال اوّل وجوب را از هيئت « أكرم » و در مثال دوّم از مادّهء « يجب » استفاده مىكنيم . درست است كه « يجب » هم داراى هيئت است ولى هيئت مضارع دلالت بر وجوب نمىكند و ما وجوب را از مادّه استفاده مىكنيم . مادّه عبارت از « وجوب » و داراى معنايى اسمى است .