تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
دليل مقيّد را مقدّم بداريم . همان‌طور كه در مورد « رأيت أسداً يرمي » گفته مىشد : علّت تقدّم ظهور يرمي بر ظهور اسد ، اقوا بودن ظهور يرمي از ظهور اسد است . ولى اين احتمال ، در ما نحن فيه احتمال ضعيفى است و تحقيق ، همان چيزى است كه ما مطرح كرديم . فرض دوّم : مطلق به صورت اثبات و مقيّد به صورت نفى باشد . مثل اين كه دليل مطلق بگويد : « أعتق الرقبة » « 1 » و دليل مقيّد بگويد : « لا تعتق الرقبة الكافرة » . اين فرض نيز داراى دو صورت است ، زيرا نهى در « لا تعتق . . . » ممكن است تحريمى باشد يا تنزيهى ( / كراهتى ) . ولى در اين فرض ، بين نهى تحريمى و نهى تنزيهى فرق وجود دارد . اگر نهى تحريمى باشد ، چاره‌اى جز حمل مطلق بر مقيّد وجود ندارد و كلام مرحوم آخوند قابل قبول است . امّا اگر نهى آن تنزيهى باشد ، ما ملزم به حمل مطلق بر مقيّد نيستيم . مثلًا ( أقيموا الصلاة ) داراى اطلاق است و شامل صلاة در حمام و مسجد و . . . مىشود . در مقابل آن ، دليل « لا تصلّ في الحمام » قرار دارد . اين دليل نمىآيد ( أقيموا الصلاة ) را تقييد بزند ، زيرا - همان‌طور كه در بحث اجتماع امر و نهى گفتيم - نهى كراهتى وقتى به صلاة تعلّق مىگيرد ، به اين معناست كه ضمن اين كه انجام صلاة با تمام خصوصياتش و در جميع مكانها مىتواند به عنوان امتثال مأمور به واقع شود ، ولى همين صلاة مأمور به اگر در حمام واقع شود ، داراى كراهت است و كراهت صلاة در حمام ، به اين معنا نيست كه ترك آن ، اولى از فعلش باشد ، بلكه به اين معناست كه صلاة در حمام - در مقايسه با صلاة در ساير امكنه - داراى ثواب كمترى است . ما نحن فيه هم به‌همين‌صورت است . يك دليل مىگويد : « أعتق الرقبة » ، دليل ديگر مىگويد : « لا تعتق الرقبة الكافرة » و ما فرض كرديم نهى آن تنزيهى است . جمع
هامش
( 1 ) - بنابراين كه مفرد معرّف به « ال » جنس ، دلالت بر عموم نداشته باشد .