بررسى كلام مرحوم حائرى : به نظر ما كلام مرحوم حائرى داراى دو اشكال است : اوّلًا : اين كلام داراى استبعاد است ، زيرا معناى كلام ايشان اين است كه در حمل كلام مولا بر اطلاق ، فرقى بين مقام بيان با مقام اهمال و مقام اجمال وجود ندارد . در اين صورت از مرحوم حائرى سؤال مىكنيم : اگر قرينهاى قائم شود كه مولا در مقام اجمال است ، چگونه مىتوان كلام او را بر اطلاق حمل كرد ؟ مثلًا اگر فرض كنيم مولا با مطرح كردن ( أقيموا الصلاة ) در مقام تشريع اصل وجوب نماز - در مقابل عدم وجوب نماز در اسلام - بوده باشد ، آيا مىتوانيم بگوييم : « امر مولا داير است بين اين كه مطلق صلاة را اراده كرده باشد - خواه همهء اجزاء و شرايط را دارا باشد يا نه - و بين اين كه خصوص صلاة واجد اجزاء و شرايط را اراده كرده باشد ، بههمينجهت ، كلام مولا را بر اطلاقش حمل مىكنيم » ؟ روشن است كه ما نمىتوانيم چنين چيزى را مطرح كنيم .
مولا خودش مىگويد : « من در مقام اجمال هستم و فعلًا مىخواهم اصل حكم را بيان كنم ، امّا اين كه نماز چيست و چه خصوصياتى دارد ؟ فعلًا در مقام بيان آن نيستم » .
در اين صورت چگونه مىتوان كلام مولا را حمل بر اطلاق كرده و جزئيت مشكوك الجزئية و شرطيت مشكوك الشرطية را نفى كنيم ؟ ثانياً : مرحوم حائرى فرمود : « اگر كلام مولا دائر باشد بين حمل بر چيزى كه احتياج به سؤال و توجيه ندارد و بين چيزى كه نياز به سؤال و توجيه دارد ، ظاهر اين است كه كلام مولا را بر چيزى حمل مىكنيم كه نيازى به سؤال و توجيه ندارد » . ما از ايشان سؤال مىكنيم : آيا منشأ اين ظهور چيست ؟ روشن است كه اين ظهور نمىتواند در رابطه با لفظ باشد . در لفظ ، مراد متكلّم مطرح نيست . اين كه ارادهء متكلّم به چه چيزى تعلّق گرفته است ، نمىتواند در ارتباط با لفظ باشد . در موارد ديگر نيز همينطور است . در جايى كه ما به اصالة الظهور و اصالة الحقيقة تمسّك كرده و - مثلًا - مىگوييم : « مراد از « أسد » در « رأيت أسداً » ، حيوان
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 531
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٣١