تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
به عبارت ديگر : آيا از نظر فلاسفه ، مقسم و اقسام ، در محدوده لحاظ و تصوّر مطرحند ؟ امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : اگرچه ظاهر كلمات بعضى از فلاسفه ، همان چيزى است كه در اصول مطرح است ، يعنى در مقسم و اقسام ، پاى لحاظ را به ميان آورده‌اند ، ولى واقعيت اين است كه آنچه در فلسفه به عنوان مقسم قرار گرفته ، عبارت از نفس ماهيت است بدون اين كه قيد « ملحوظه » يا اضافهء لحاظ به ماهيت ، مطرح باشد . ولى نه اين كه يك ماهيّت اين حالات مختلف را دارا باشد ، بلكه مقسم ، جنس ماهيت است كه داراى حالات مختلف است . يك مصداق از اين جنس ، ماهيت انسان و مصداق ديگر آن ، ماهيت زوجيت و مصداق ديگر آن ، ماهيت جسم است . ما وقتى اين ماهيت را با امورى كه خارج از جزئيت اين ماهيّتند ، مقايسه كنيم ، مىبينيم بين اين‌ها اختلاف واقعى وجود دارد . مثلًا فلاسفه در مقايسهء نفس ماهيت اربعه با نفس زوجيّت ، مىگويند : « زوجيّت ، لازمهء ماهيّت اربعه است » . معناى لازم ماهيّت اين است كه اگر ماهيّت بتواند در غير عالم وجود ذهنى و وجود خارجى هم تقرّرى داشته باشد ، زوجيّت به همراه آن است . حال وقتى نفس ماهيت اربعه را با نفس زوجيّت مقايسه مىكنيم - نه لحاظ ماهيت اربعه با لحاظ زوجيّت - و مىبينيم زوجيّت ، لازم لاينفكّ ماهيت اربعه است ، بايد بگوييم : « ماهيت اربعه در مقايسه با زوجيّت ، مشروط به شرط شىء است » . اين « مشروط به شرط شىء » ربطى به لحاظ و تصوّر ما ندارد . اين يك واقعيت است كه « زوجيّت ، لازم لاينفكّ اربعه است و هيچ‌گاه از آن جدا نمىشود » . همان‌طور كه اگر اربعه را با فرديّت مقايسه كنيم بايد بگوييم : « ماهيت اربعه در مقايسه با فرديّت ، به شرط لاست » يعنى امكان ندارد كه اين دو با هم اجتماع پيدا كنند . پس تعبير « به شرط لا » به اين معنا نيست كه ما اربعه را لحاظ كرده‌ايم ، فرديّت را هم لحاظ كرده‌ايم و لحاظ اربعه را مقسم و لحاظ فرديّت را قسم قرار داده‌ايم . زوجيّت و فرديّت هيچ ارتباطى با لحاظ و عدم لحاظ ماهيت اربعه ندارد . بعضى ديگر از ماهيات را وقتى با امور خارج از دايرهء ماهيت مقايسه مىكنيم مىبينيم ماهيت نه مقيّد به وجود اين امر خارج است و نه مقيّد به عدم آن . مثلًا وقتى