مغايرتى وجود داشته باشد . بنابراين ، تقسيم حيوان به ناطق و غير ناطق درست است ولى تقسيم آن به حيوان و ناطق صحيح نيست . اصوليين مىگويند : تقسيم ماهيت به سه قسم مذكور نمىتواند تقسيم صحيحى باشد ، زيرا در اين تقسيم ، ماهيت به عنوان مقسم و « لا به شرط » به عنوان يكى از اقسام براى ماهيت قرار داده شده است در حالى كه بين ماهيت و لا به شرط مغايرتى وجود ندارد . سپس در مقام جواب گفتهاند : اوّلًا : مقسم در اينجا خود ماهيّت نيست ، بلكه لحاظ هم در مقسم دخالت دارد .
پس مقسم عبارت از لحاظ الماهية يا الماهية الملحوظة است . ثانياً : ما از قسم اوّل كه عبارت از ماهيت لا به شرط است ، به « لا به شرط قسمى » و از مقسم به عنوان « لا به شرط مقسمى » تعبير مىكنيم . « لا به شرط قسمى » به اين معناست كه عنوان لابشرطيّت در ضمن ماهيت ملاحظه شده باشد . و « لا به شرط مقسمى » به اين معناست كه چيزى جز ماهيت لحاظ نشده است .
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله :
ايشان مىفرمايند : با توجه به اين كه اساس تقسيم مذكور ، از فلسفه گرفته شده است ، بايد مسئله را در همان جا بررسى كرد . و چون فلسفه به دنبال حقايق و واقعيات است ، اين تقسيم در فلسفه به عنوان تقسيم واقعى مطرح است و اختيار آن به دست انسان نيست كه ماهيت را به هرگونهاى بخواهد لحاظ كند . عالم لحاظ ، كه همين عالم تصوّر است ، دايرهء وسيعى دارد و شامل ممتنعات نيز مىشود . وقتى ما قضيهء « اجتماع النقيضين ممتنع » را ترتيب مىدهيم ، بايد موضوع را تصوّر كرده و به آن وجود ذهنى بدهيم ولى « ممتنع » كه برآن حمل مىشود ، مربوط به وجود خارجى است . يعنى همين اجتماع النقيضين متصوّر در ذهن ، وجود خارجىاش ممتنع است . اكنون ببينيم آيا فلاسفه كه به دنبال واقعيات هستند ، ماهيت ملحوظه را مقسم قرار دادهاند و در هريك از اقسام سهگانه ، لحاظى اضافه بر اصل مقسم وجود دارد ؟ و