مردم بيان شده باشد ، بلكه احكام به صورت تدريجى و در طول مدت بيست و سه سال براى مردم تبيين شد . مثلًا از آيهء شريفهء ( يا ايّها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم ) « 1 » استفاده مىشود كه روزه بر امّتهاى قبلى نيز واجب بوده است ، در عين حال ، اين گونه نبوده است كه به مجرّد بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله روزه هم واجب شده باشد . و يا حرمت شرب خمر پس از چند سال بعد از بعثت حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله تشريع شده ، در حالى كه بر حسب روايات ، در هيچ دينى از اديان الهى ، شرب خمر حلال نبوده است و حتى بعضى از احكام اسلام - مانند حجّ تمتّع - در اواخر عمر شريف حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله - و در حجّة الوداع - تشريع شده است . روشن است كه تدريجى بودن تشريع احكام ، به اين معنا نيست كه قبل از تشريع ، اينها جزء احكام اسلام نبودهاند بلكه اين احكام - در لوح محفوظ - به عنوان احكام اسلام ، ثابت بوده ولى مصلحت اقتضاء مىكرده كه اينها بهصورت تدريجى مطرح شوند . شاهد دوّم : در بعضى از روايات وارد شده است كه بعضى از احكام واقعى اسلام در زمان ظهور حضرت مهدى عليه السلام به مردم معرفى مىشود و در آن موقع به مرحلهء فعليّت و اجرا در مىآيد . « 2 » اين شايد بدان جهت باشد كه تا قبل از ظهور امام زمان عليه السلام جامعه نمىتواند اين مسائل را درك كند . ما وقتى اين دو شاهد قوى را داريم ، چه مانعى دارد كه ملتزم شويم به اين كه عموم قرآنى يا عمومى در لسان نبى اكرم صلى الله عليه و آله وارد شده و مخصّص آن - مثلًا - در زمان امام حسن عسكرى عليه السلام وارد شده باشد ؟ در اينجا اگرچه تأخير بيان از وقت حاجت لازم مىآيد ولى اين تأخير بيان قبيح نيست ، زيرا مصلحت آن را اقتضاء كرده است . و با وجود چنين مصلحتى ، عناوين سهگانهاى كه در تأخير بيان از وقت حاجت لازم مىآيد ، اتصاف به قبح نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) - البقرة : 183
( 2 ) - رجوع شود به : بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 309 ، باب 37