مستشكل خطاب به مرحوم آخوند مىگويد : شما براى فرار از اغراء به جهل و قبح تأخير بيان از وقت حاجت ، اين راه را مطرح كرديد ، در حالى كه دوباره گرفتار اغراء به جهل و تأخير بيان از وقت حاجت شديد . براى اين كه مىگوييد : « اين عامّى كه وارد شده ، ما نمىدانيم از كدام نوع است ؟ وقت عمل آنكه آمد ، به عموم آن عمل شده و بعد از وقت عمل كه مخصّص آمد ، كشف مىكنيم كه اين عامّ براى بيان حكم واقعى نبوده است » . در نتيجه ، عمل به عام ، نسبت به مورد مخصِّص ، وجهى نداشته است و در حقيقت ، مولا او را اغراء به جهل كرده است . راه دوّم : عامّى كه قرينهاى بر خلاف ظاهر به همراه ندارد ، از قبيل قسم اوّل ، و عامّى كه چنين قرينهاى به همراه دارد ، از قبيل قسم دوّم است . توضيح : ظاهر جملهء مشتمل بر بيان حكم ، اين است كه همينالان مىخواهد حكم واقعى را بيان كند ، بههمينجهت نياز به قرينه ندارد ولى عامّى كه به عنوان مقدّمهء حكم وارد شده است ، بر خلاف ظاهر بوده و نياز به قرينه دارد . اشكال راه دوّم : مستشكل مىگويد : معناى اين حرف اين است كه مولا در رابطه با عمومات اين قسم دو كار مىكند : يكى اين كه عامّ را صادر مىكند و ديگر اين كه مىگويد : « اين عامّ ، براى عمل نيست ، بلكه براى اين است كه فعلًا در اختيار شما باشد تا بعداً حدود و ثغور آن را مشخّص كنيم » . اين حرف مولا ، معنايش اين است كه اين عموم از درجهء اعتبار ساقط است . بنابراين نمىتوان - هنگام شك در تخصيص - در مورد آن ، اصالة العموم و اصالة عدم التخصيص را پياده كرد ، چون خود مولا مىگويد : « اين عام ، براى پياده شدن نيست » . اصالة العموم ، مربوط به آن عمومى است كه براى بيان حكم واقعى و براى پياده شدن صادر شده باشد . در چنين موردى اگر در تخصيص شك كنيم ، به اصالة العموم و اصالة عدم التخصيص مراجعه مىكنيم . پاسخ اشكال : به نظر ما اين اشكال بر مرحوم آخوند وارد نيست ، بلكه در مورد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 460
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٦٠