تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
مرحوم آخوند قائل به آن بود . ولى تا قبل از مرحوم آخوند كسى قائل به استحالهء آن نبوده است . ما نه تنها استحالهء آن را نپذيرفتيم ، بلكه گفتيم : استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا ، در بسيارى از استعمالات عرفيّه جريان دارد . مثلًا در باب حروف ، اگرچه ما همان نظريهء مشهور را پذيرفتيم و معتقد شديم حروف داراى وضع عام و موضوع له خاص هستند . يعنى واضع - مثلًا - كلّى ابتدا را تصوّر كرده و لفظ « من » را براى مصاديق آن وضع كرده است . و بر اين اساس ، لفظ « من » - به وضع واحد - براى ميلياردها مصداق از مصاديق ابتداء وضع شده است . ولى در عين حال در بسيارى از موارد كلمهء « من » در بيش از معناى واحد استعمال مىشود . در « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » كلمهء « من » در ابتداء مشخّصى استعمال شده است ، « 1 » امّا در « سِرْ من البصرة إلى الكوفة » در ابتداء مشخّص استعمال نشده است ، زيرا از هر نقطه‌اى از بصره كه سير تحقّق پيدا كند ، موافقت امر حاصل شده است . و اين مسئله را اگر ما تحليل كنيم ، نه تنها امكان استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناست بلكه وقوع آن نيز مىباشد . ثانياً : برفرض كه ما استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا را محال بدانيم ولى بحث ما ربطى به مسألهء استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا ندارد . بيان مطلب : قائل به استحاله مىگفت : « رجوع استثناء به جميع ، مستلزم استعمال كلمهء « استثناء » يا « أستثني » يا ادات استثناء ، در اكثر از معناى واحد و در اخراج‌هاى متعدّد است ، زيرا وقتى مخرج عنه ، متعدّد باشد ، اخراج هم متعدّد خواهد شد » . ما اين حرف را قبول نداريم . تعدّد مخرج عنه ، هيچ ملازمه‌اى با تعدّد اخراج ندارد . وحدت و تعدّد اخراج ، تابع وحدت و تعدّد مخرج عنه نيست . همان‌طور كه تابع وحدت و تعدّد مخرج هم نيست . در مثال « جاءني القوم إلّا زيداً و عَمراً
هامش
( 1 ) - چون ابتداى سير از نقطهء مشخّصى بوده است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 415 | الشيخ فاضل اللنكراني