نمىتوان در اخراجهاى متعدّد استعمال كرد . مستثنى منه اين « استثناء » وقتى فقهاء باشد ، يك اخراج صورت گرفته است و وقتى اصوليين باشد ، اخراج دوّم و وقتى نحويّين باشد ، اخراج سوّم است . در حقيقت ، وحدت و تعدّد اخراجْ تابع مخرج عنه است . اگر مخرج عنه ، واحد باشد اخراج هم واحد است و اگر مخرج عنه ، متعدّد باشد ، اخراج هم متعدّد خواهد بود . و متعدّد شدن اخراج ، مانند استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا و محال است . امّا اگر استثناء با حرف - مثل « إلّا » - باشد ، استحالهء آن روشنتر است ، زيرا ما ( قائل به استحاله ) - بر خلاف مرحوم آخوند - معتقد بوديم كه حروف داراى وضع عام و موضوع له خاص هستند ، و وقتى موضوع له كلمهء « إلّا » خاص و جزئى باشد ، چگونه مىتواند در معانى متعدّدى استعمال شود ؟ اين بالاتر از استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا خواهد بود . در آنجا پاى غير حرف در ميان بود و موضوع له ، كلّى بود امّا در اينجا موضوع له جزئى است . لذا در ارتباط با ادات استثناء نمىتوان رجوع استثناء به جميع جمل را پذيرفت . امّا در رابطه با مستثنى فقط يك قسم آن داراى استحاله است و آن اين است كه - مثلًا - گفته شود : « أكرم الفقهاء و الاصوليين و النحويين إلّا زيداً » و در خارج سه زيد داشته باشيم ، يكى فقيه ، ديگرى اصولى و سوّمى نحوى باشد در اينجا با توجه به اين كه « زيد » علم است و براى شخص واحد وضع شده است ، اگر با « إلّا زيداً » بخواهيم هر سه زيد را اخراج كنيم ، معنايش اين است كه لفظ واحد « زيد » را در سه معنا استعمال كرده باشيم و استعمال لفظ واحد در اكثر از معنا محال است . لذا در خصوص اين مورد ، در رابطه با مستثنا هم استحالهء دوّمى در كار است . ولى براى تحقق استحاله ، همان جهت اوّل - كه مربوط به ادات استثناء است - كافى بوده و وجود جهت دوّم ، فرقى ايجاد نمىكند . بررسى كلام قائل به استحاله اوّلًا : كلام اين قائل ، مبنى بر استحالهء استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناست ، كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤١٤