تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
دليل دوّم : « أكرم جهّال خدّام الفقهاء » . يعنى اكرام جاهلين از خدمهء علمايى كه تخصّص در فقه دارند ، واجب است . اين دو دليل را وقتى از نظر منطوق كنار يكديگر قرار دهيم ، هيچ‌گونه ارتباط و تعارضى بين اين دو مشاهده نمىكنيم . دليل اوّل ، اكرام علماء را حرام كرده و دليل دوّم اكرام جهّال از خدمهء فقهاء را واجب كرده است . حال ببينيم آيا بين مفهوم دليل دوّم با عموم دليل اول تعارضى وجود دارد ؟ ابتدا بايد توجه داشت كه دليل دوّم اگرچه يك قضيهء وصفيّه است ولى قضيّهء وصفيّه داراى مفهوم نيست . يعنى « أكرم جهّال خدّام الفقهاء » مفهومش اين نيست كه « اكرام علماى از خدّام فقهاء واجب نيست » . و برفرض كه كسى قائل به مفهوم وصف باشد ، ما در اينجا روى فرضى بحث مىكنيم كه قضيهء وصفيّه مفهوم نداشته باشد . روشن است كه مفهوم مطرح شده در مورد قضيهء وصفيّه ، مفهوم مخالف است و بحث ما در ارتباط با مفهوم موافق است . ولى در دليل دوّم ، اولويت قطعيّه وجود دارد و آن اين است كه اگر اكرام جهّال از خدمهء فقهاء واجب باشد ، اكرام غير جهّال آنان به طريق اولى واجب خواهد بود . بلكه اولويت بالاترى هم در اينجا مطرح است و آن اين است كه اگر اكرام خدمتكاران فقهاء واجب باشد ، اكرام خود فقهاء ، به طريق اولى واجب خواهد بود . حال اگر مفهوم موافق را به معناى اولويت قطعيّه بدانيم ، اين دو مفهوم موافق ، در مقابل « لا تكرم العلماء » قرار مىگيرند . دليل اوّل مىگفت : « لا تكرم العلماء » يعنى هيچ عالمى نبايد اكرام شود . اولويت اوّل مىگويد : علمايى كه خدمتكار فقيه باشند ، اكرامشان واجب است . و اولويت دوّم مىگويد : علمايى كه فقيه باشند اكرامشان واجب است . پس ما توانستيم مثالى پيدا كنيم كه در اين مثال بين دو مطلب جمع شود : يكى اين كه مفهوم موافق به معناى اولويت قطعيه باشد و ديگر اين كه تقابل با عام ، تنها در رابطه با مفهوم باشد و بين منطوق دو دليل هيچ‌گونه مقابله‌اى وجود نداشته باشد .