هم - از نظر ارادهء جدّى - اختصاص به خصوص مطلّقات رجعيّه داشته باشد ولى اين احتمال مثل اين است كه مولا يك « أكرم العلماء » گفته باشد و ما شك كنيم آيا مخصّصى دارد يا نه ؟ پس فحص كنيم و مخصّصى براى آن نيابيم كه در اين صورت به اصالة العموم مراجعه مىكنيم . در ما نحن فيه - يعنى عامّ اوّل - نيز دليلى براى تصرف در ارادهء جدّى نداريم و عموم به حال خودش باقى است . ولى مرحوم آخوند گويا اين مبناى دقيق و متين خود را فراموش كرده مىفرمايد : در اينجا امر دائر بين يكى از دو مطلب است : 1 - در مرجع ضمير تصرف كرده و بگوييم : المطلّقات در ( المطلّقات يتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء ) اختصاص به مطلّقات رجعيّه دارد . و قرينه بر اين تصرّف هم اين است كه ضمير در ( بعولتهنّ أحقّ بردّهنّ في ذلك ) بلا اشكال به مطلّقات رجعيه برمىگردد . 2 - مرجع ضمير را به عموم خودش باقى بگذاريم ولى در ناحيهء ضمير تصرف كرده و ملتزم به مجازيت شويم . مجازيت هم به دو صورت است . الف : مجاز در كلمه . يعنى بگوييم : ضمير در « بعولتهنّ » ضمير جمع است و ضمير جمع براى اين وضع شده است كه به تمام افراد مرجعش رجوع كند و تمام افراد مرجعش را شامل شود ولى در اينجا به بعض افراد مرجع برمى گردد پس در غير معناى موضوع له خودش استعمال شده است . ب : مجاز در اسناد . به اين معنا كه يكايك كلمات در معناى حقيقى و موضوع له خودشان استعمال شدهاند ولى اسنادى كه در جمله وجود دارد ، اسناد به غير ما هوله است . مثل « أنبت الربيعُ البقلَ » يعنى فصل بهار ، سبزى و گياه را روياند . در اينجا « أنبت » و « الربيع » و « البقل » در معناى حقيقى خودشان استعمال شدهاند ولى اسناد انبات به ربيع ، اسنادى مجازى است ، زيرا فاعل واقعى انبات ، خداوند متعال است . بر اين اساس ممكن است در ما نحن فيه گفته شود : ضمير در « بعولتهنّ » به همهء مطلّقات
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٨٣