تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
شده بودند كه وحى الهى را ثبت و ضبط نمايند و آيات از اين طريق براى مردم بيان مىشد . دو مؤيّد : 1 - يكى از قواعد فقهيهء ما اين است كه « كفّار همان‌طور كه مكلّف به اصول دين هستند و واجب است آنها را بپذيرند ، مكلّف به فروع دين هم هستند » يعنى اين گونه نيست كه آيهء ( يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود ) « 1 » حكم را فقط براى مؤمنين بيان كند بلكه حكم شامل كفّار هم مىشود و ذكر مؤمنين به عنوان مثال و براى اشاره به خصوصيتى از بعض مكلّفين است . 2 - در مسائل خيلى نبايد روى اصطلاحات تكيه كرد ، بلكه ما يك ارتكاز و فهم خاصى داريم . ما وقتى با آيهء ( للّه على الناس حجّ البيت من استطاع إليه سبيلا ) « 2 » - كه حكم را به صورت غير مستقيم و به كمك قاعدهء اشتراك مطرح مىكند - و آيهء ( يا أيّها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام ) « 3 » - كه حكم را به طور مستقيم در اختيار ما مىگذارد - برخورد مىكنيم ، دو نحوه استنباط حكم نداريم . ارتكاز ما اين است كه حكم در اين دو - كه يكى متضمن خطاب است و ديگرى متضمن خطاب نيست - بر نحو واحدى است . و اين گونه نيست كه در يكى مسألهء حاضرين در مجلس تخاطب و قاعدهء اشتراك و امثال آن مطرح باشد و در ديگرى مطرح نباشد . وجداناً ما فرقى بين اين دو نمىبينيم . در نتيجه مطرح كردن عنوان « شفاهى » در رابطه با خطابات قرآن ما را از اصل بحث دور مىكند . خطابات قرآن از نوع خطاب كتبى است و خصوصياتى كه در خطاب شفاهى لازم است ، در خطاب كتبى مطرح نيست .
هامش
( 1 ) - المائدة : 1 ( 2 ) - آل عمران : 97 ( 3 ) - البقرة : 183