( يا أيّها الرسول بلِّغْ ما أُنزل إليك من ربّك ) « 1 » - نيز عنوان خطاب شفاهى مطرح نيست . خطاب شفاهى از لوازم جسم و از لوازم انسان است . حتّى همين آياتى كه در آنها كلمهء « قلْ » وجود دارد - مثل ( قلْ يا أيّها الكافرون ) « 2 » - با توجه به دو نكته ، آن خطاب شفاهى مورد نظر ما تصوّر نمىشود : 1 - به حسب تعبيرات ما ، معناى « قل » اين است كه تو به نمايندگى از طرف خداوند اين حرف را بزن . در اين صورت ، مقصود اصلى گفتن ( يا أيّها الكافرون ) است و كلمهء « قل » به عنوان تبليغ به آن طرف مطرح نيست . امّا با توجه به اين كه شروع آيه با كلمهء « قل » است و اگر « قل » حذف شود ، سوره ناقص مىشود ، معلوم مىشود كه اين خطاب ، آن خطاب شفاهى مورد نظر ما نيست . 2 - برفرض كه در مورد ( يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود ) و امثال آن رسول خدا صلى الله عليه و آله مؤمنين را جمع كرده باشد و براى آنان مجلس مخاطبهاى تشكيل داده باشد ولى آيا در مورد ( قل أيّها الكافرون ) نيز مجلس مخاطبهاى با كفّار - يا حد اقل رؤساى آنها - تشكيل داد ؟ هيچ تاريخ و تفسيرى چنين مطلبى را نقل نكرده است . در مثل ( قل يا أيّها الكافرون ) با وجود اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مأموريت دارد كه خودش خطاب كند ، امّا تشكيل هيچ مجلس مخاطبهاى در اين رابطه نقل نشده است . چه رسد به آياتى مثل ( يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود ) « 3 » كه در ابتداى آنها كلمهء « قل » وجود ندارد بلكه ابتداءً خطاب از ناحيهء خداوند است و رسول خدا صلى الله عليه و آله هيچ نقشى به جز بيان خطاب الهى ندارد . پس در اينجا چه بايد گفت ؟ براى حلّ مسئله مىگوييم : اوّلا : قرآن به عنوان يك « كتاب » مطرح است و خود قرآن در موارد متعدّدى به
هامش
( 1 ) - المائدة : 67
( 2 ) - الكافرون : 1
( 3 ) - المائدة : 1