تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
نكتهء اوّل : در مورد كلمهء « كلّ » مىگفتيم : « كلمهء « كلّ » دلالت بر استيعاب همهء افراد مىكند » . حال با توجه به اين كه افراد ، عبارت از وجودات متكثره‌اى هستند كه هركدام داراى يك خصوصيات فرديّه‌اند ، اين سؤال مطرح است كه آيا كلمهء « كلّ » علاوه بر كثرات ، ناظر به خصوصيات فرديّه هم هست يا اين كه در عين دلالت بر استيعاب همهء افراد ، مقصود از همهء افراد ، كثرات است و خصوصيات فرديّه هيچ نقشى ندارد . همان‌طور كه وقتى مولا مىگويد : « أكرم كلّ عالمٍ » نظر او اين است كه اين علماى متعدّد اكرام شوند و توجهى به خصوصيات فرديّهء آنان - مثل زمان و مكان تولّد ، نام پدر و . . . - ندارد . اين‌ها در مفاد « أكرم كلّ عالمٍ » نقشى ندارد . لذا اگر مثلًا ده عالم داشته باشيم ، بين اين كه مولا بگويد : « أكرم كلّ عالمٍ » يا بگويد : « أكرم زيداً العالم و بكراً العالم و . . . » فرق وجود دارد . در جملهء اوّل ، خصوصيات فرديّه مطرح نيست و تمام نظر مولا به كثرت و تعدّد است ، امّا در جملهء دوّم - علاوه بر كثرت - خصوصيات فرديّه نيز حكايت شده‌اند ، زيرا عنوان « زيد » از خصوصيات موجود در زيد و عنوان « بكر » از خصوصيات موجود در بكر حكايت مىكند . همان‌طور كه در قضيّهء « كلّ نار حارّة » ، هم مخبر مىخواهد بگويد : « هر موجود خارجى كه بالفعل يا در آينده اتّصاف به نار بودن پيدا كند ، عنوان « حارّة » برآن حمل خواهد شد » . اما خصوصيّات فرديّه نار - مثل اين كه با هيزم تحقق پيدا كرده باشد يا با گاز يا با برق و . . . - دخالتى در « كلّ نار حارّة » ندارد . نكتهء دوّم : اگر كسى بگويد : « شما كه قضيّهء حقيقيّه را به عنوان يك قضيهء برزخيّه بين قضيّهء طبيعيّه و قضيّهء خارجيّه قرار داديد ، آيا قضيّهء « كلّ إنسان حيوان ناطق » را چه قضيه‌اى مىناميد ؟ روشن است كه قضيّهء طبيعيّه نمىتواند باشد ، چون « كلّ » دلالت بر استيعاب افراد مىكند . قضيّهء حقيقيّه هم نمىتواند باشد . در قضيّهء « كلّ نار حارّة » - كه يك قضيّه حقيقيّه است - حرارتْ وصفِ وجود نار بود ولى « حيوان ناطق » وصف براى وجود انسان نيست بلكه اين جنس و فصل ماهيت انسان است » . در پاسخ مىگوييم : با توجه به اين كه - فرض اين است - گويندهء « كلّ إنسان حيوان