مستحيلات بديهى عقل است - پيش بيايد . امّا قسم دوّم كه مسألهء خطاب مطرح است ، در خطاب حقيقى علاوه بر اين كه مخاطب بايد وجود داشته باشد ، بايد در مجلس تخاطب هم حاضر باشد و اين معنا نسبت به غايبين از مجلس تخاطب غير معقول است تا چه رسد به كسانى كه در زمانهاى بعد وجود پيدا مىكنند . مرحوم آخوند در اينجا راه حلّى ارائه دادهاند كه - به نظر ايشان - نه تنها مشكل ما نحن فيه را حلّ مىكند ، بلكه در مسائل مشابه با ما نحن فيه - كه لوازم مستحيله دارد « 1 » - نيز مفيد است . خلاصهء راه حلّ مرحوم آخوند اين است كه تمام اين تالى فاسدها به جهت اين است كه شما خيال مىكنيد ادات خطاب براى خطاب حقيقى وضع شدهاند ، آنوقت دچار اشكال مىشويد كه در خطاب حقيقى ، مخاطَب نه تنها بايد موجود باشد بلكه بايد حاضر هم باشد و مسئله را از زبان مخاطب بگيرد و بفهمد .
در حالى كه موضوع له ادات خطاب ، عبارت از خطاب انشائى است ولى اين خطاب انشائى گاهى با خطاب حقيقى توأم است و گاهى توأم نيست . « 2 » اگرچه ارتباطش با
هامش
( 1 ) - مثل استفهام حقيقى كه ناشى از جهل مستفهم است و در مورد خداوند متعال محال است . و مثل تمنّى كه - به معناى حقيقىاش - مستلزم عجز متمنّى است و مثل ترجّى كه - به معناى حقيقىاش - مستلزم جهل مترجّى است .
( 2 ) - اين مطلب شبيه همان چيزى است كه در باب طلب مطرح مىشد . در آنجا مىگفتيم : طلب بر دو قسم است : حقيقى و انشائى . طلب حقيقى ، مربوط به نفس انسان بوده و داراى واقعيت و حقيقت است . واقعيت آن عبارت از خواستههايى است كه حقيقتاً در نفس انسان وجود دارد . واقعيت صفات نفسانى به اين است كه در نفس انسان وجود داشته باشند . واقعيت علم به اين است كه نفس انسان واجد اين ادراك و آگاهى باشد . اما آگاهى چون متقوم به نفس است معنايش اين نيست كه واقعيت ندارد . و اين غير از وجود ذهنى علم است . وجود ذهنى علم ، به معناى تصور حقيقت و ماهيت علم است امّا وجود حقيقى و خارجى علم به اين معناست كه نفس انسان حقيقتاً داراى اين صفت باشد . طلب انشائى به اين معناست كه انسان مفهوم طلب را به وسيلهء هيئت افعل و امثال آن ايجاد كند ، البته به وجود انشائى نه وجود حقيقى . ولى داعى انسان به اين انشاء گاهى طلب حقيقى است و گاهى دواعى ديگرى - مانند امتحان و اعتذار و . . . - مىباشد . وجود انشائى در بعضى از ماهيات مانند وجود خارجى و وجود ذهنى است . يعنى عنوان سوّمى براى وجود است . همانطور كه وجود كتبى و وجود لفظى نيز عناوين ديگرى براى وجودند . طلب انشائى شبيه انشاء ملكيّت و زوجيّت و . . . در باب معاملات است .