تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
معدوم متوجّه شده باشد ؟ توضيح : بديهى است كه « مخاطب قرار دادن معدوم و تكليف او عقلًا ممتنع است » . ولى بحث در اين است كه اگر ما بگوييم : ( يا أيّها الذين آمنوا ) همان‌طور كه به دلالت مطابقى مستقيم ، مسلمانان زمان صدور اين آيه - خصوصاً حاضرين در جلسهء مخاطبه - را شامل مىشد ، به همين كيفيت شامل ما نيز مىشود ، آيا چنين حرفى مستلزم تكليف معدوم و مخاطب قرار دادن معدوم است - تا عقلًا ممتنع باشد - يا اين كه چنين استلزامى وجود ندارد ؟ اين مسئله در فقه خيلى مورد ابتلاست . مثلًا مهم‌ترين دليل در باب معاملات ، آيهء شريفهء ( يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود ) « 1 » است . ولى آيا نحوهء تمسّك به اين آيهء شريفه چگونه است ؟ آيا به اين صورت است كه گفته شود : « آيهء مذكور ، مربوط به حاضرين در مجلس تخاطب است و بقيه را از راه ضرورت و قاعدهء اشتراك و اجماع بر اشتراك ثابت مىكنيم » ؟ يا به اين صورت است كه گفته شود : « آيهء مذكور همان‌طور كه شامل حاضرين در مجلس خطاب مىشده ، شامل ما نيز مىشود . و گويا اين آيه به ما خطاب شده و ما نيز حقيقتاً مخاطب آيه هستيم و توجه تكليف به معدوم هم لازم نمىآيد » ؟ اين بحث ممكن است ثمرهء عملى هم داشته باشد . به اين گونه كه اگر اين خطابات به طور مستقيم شامل ما شود ، فهم ما از آنها براى ما حجّيت داشته باشد و اگر اختصاص به موجودين در زمان خطاب داشته باشد ، ممكن است كسى بگويد : « حجّيت ظواهر كلمات ، اختصاص به‌خصوص مخاطبين - يا خصوص مقصودين به افهام - دارد » و در اين صورت چه‌بسا فهم ما در استفاده از يك آيه مورد مناقشه قرار گيرد ، زيرا اين
هامش
( 1 ) - المائدة : 1