بحث دوّم : ما قبول داريم كه بنا بر احتمال سوّم ، مسئله مورد بحث ، مسألهاى لغوى مىشود و هيچ مانعى از طرح مسائل لغوى در علم اصول نمىبينيم ، چون نظايرى براى آن داريم . مثلًا بحث در مورد اين كه « آيا هيئت افعل دلالت بر وجوب مىكند ؟ » و « آيا هيئت لا تفعل دلالت بر حرمت مىكند ؟ » و « آيا جمع محلى به ال دلالت بر عموم مىكند ؟ » و امثال اينها ، از مسائل مربوط به لغت هستند كه در علم اصول مورد بحث قرار گرفتهاند . ولى بحث ما اين است كه اگر ما نحن فيه بخواهد مسألهاى لغوى باشد ، بايد عنوان بحث به همان صورتى كه در احتمال سوّم بيان شد ، مطرح گردد . يعنى مثلًا در مورد ( يا أيّها الذين آمنوا ) بحث را اين گونه قرار دهيم كه آيا عموم ( الذين آمنوا ) قرينه بر تصرّف در ادات خطاب است يا ظهور ادات خطاب قرينه بر تصرف در عموم ( الذين آمنوا ) است ؟ در حالى كه در هيچيك از كتب اصولى عنوان بحث را اين گونه قرار ندادهاند . آنچه در كتب اصولى مطرح شده اين است كه آيا خطابات شفاهى مخصوص حاضرين در مجلس تخاطب است يا شامل غائبين و معدومين هم مىشود ؟ و اين عنوان با عنوان سوّمى كه مرحوم آخوند مطرح كردند هيچ سنخيتى ندارد . در نتيجه هيچيك از احتمالات سهگانهاى كه مرحوم آخوند مطرح كردند نمىتواند محلّ بحث باشد .
تحقيق در ارتباط با عنوان محلّ نزاع
تحقيق اين است كه محلّ نزاع را در اين قرار دهيم كه آيا آيات و رواياتى كه متضمّن احكام است - خواه به صورت خطاب باشد يا به غير صورت خطاب - اگر بخواهد معدومين را شامل شود ، مستلزم اين است كه تكليف و خطاب مستقيماً به معدوم متوجّه شده باشد يا اين كه اين آيات و روايات ، با وجود اين كه مفادشان عموميت دارد و معدومين را شامل مىشود ، مستلزم اين نيست كه خطاب مستقيماً به