ظواهر كتاب به اين معنا نيست كه ما براى يك مسألهء عقلى به ظاهر كتاب تمسّك كنيم . اشكال دوّم : اين آيهء شريفه در مقام تكوين است . ( أراد اللّه ) يعنى خداوند چيزى را به ارادهء تكوينيه اراده كند . و هنگامى كه ارادهء تكوينيّهء خدا به ايجاد چيزى تعلّق بگيرد ، اين گونه نيست كه مانند عالم تشريع بيايد خطابى را مطرح كند . ( كُنْ ) در آيهء شريفهاى كه به آن استدلال كردهاند ، مانند ( أقم ) در آيهء شريفهء ( أقم الصلاة ) نيست .
اصولًا مسألهء تكوينيات را نمىتوان با مسألهء تشريعيات - كه در آنها تكليف و موافقت و مخالفت مطرح است - مقايسه كرد . اشكال سوّم : اين آيه يك معناى كنايى دارد . يكى از خصوصيات ارادهء تكوينيهء خداوند اين است كه تخلّف مراد از ارادهء تكوينيهء ممتنع است ، به خلاف ارادهء تشريعيّهء خداوند - مثل ( أقيموا الصلاة ) - كه تخلّفپذير است . بعضى نماز را اقامه مىكنند و بعضى اقامه نمىكنند . آيهء شريفه به تعبير كنايى مىخواهد اين معنا را افاده كند كه ارادهء تكوينيهء خداوند تخلّف بردار نيست و الّا قول و خطابى در كار نيست . آنچه در عالم تكوين وجود دارد ، ارادهء خداوند و تحقّق مراد بدون تخلّف است . به عبارت ديگر : آيهء شريفه ، از باب ذكر لازم و ارادهء ملزوم است و در معناى ظاهرى خودش استعمال نشده و مانند ساير كنايات است . « زيد كثير الرّماد » معنايش اين است كه زيد شخص سخاوتمند و مهمان دوستى است نه اين كه واقعاً در خانهاش خاكستر زيادى وجود داشته باشد . بههمينجهت صدق و كذب در استعمالات كنايى در رابطه با همان معناى كنايى مطرح است ، نه در رابطه با معناى حقيقى . در نتيجه اين استدلال بعضى از علماى حنابله ، درست نيست و ما را ملزم نمىكند كه محلّ نزاع را يكى از دو احتمال اوّل - از سه احتمالى كه مرحوم آخوند مطرح كردند - قرار دهيم .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٤