بر طرف شده و معلوم مىشود زيدى كه اكرامش واجب نيست ، « زيد بن بكر » - كه جاهل است - مىباشد » . اين حرف هيچگونه مشكلى ندارد ، زيرا : اوّلًا : خصوصيتى كه در اصالة العموم مطرح است ، در اينجا وجود دارد و آن خصوصيت اين است كه اصالة العموم - مانند اصالة الحقيقه - براى استكشاف مراد متكلّم به كار مىرود و ما در اينجا ترديد داريم كه آيا ارادهء مولا به اكرام « زيد بن عَمرو عالم » تعلّق گرفته است يا نه ؟ ثانياً : اصول عقلائى ، مانند اصول تعبّدى نيستند . لوازم و ملزومات اصول تعبّدى ، ثابت نمىشوند . به عبارت ديگر : مُثْبِتات اصول تعبّدى ، حجّيت ندارند . دليل « لا تنقض اليقين بالشكّ » فقط در محدودهء آثار شرعى مستصحب ، دلالت بر حجّيت دارد . با استصحاب حيات زيد ، فقط آثار شرعى حيات ، ثابت مىشود . مثل اين كه اموال زيد ، به ملكيت او باقى است و جايز نيست بين ورثهء او تقسيم شود . و همسر زيد به زوجيّت او باقى است و جايز نيست شوهر ديگرى اختيار كند . امّا لوازم عقلى و عادى حيات - مثل روييدن موى صورت - و نيز آثار شرعيهاى كه به واسطهء اين لوازم عقليّه و عاديّه ثابت مىشود ، در مورد استصحاب حيات زيد جريان پيدا نمىكند . ولى اصول عقلائيه اين گونه نيستند . وقتى بناى عقلاء بر چيزى استقرار پيدا مىكند ، لوازم و ملزومات آن را نيز مترتب مىكنند . در نتيجه جريان اصالة العموم در ما نحن فيه ، داراى دو فايده است : هم ثابت مىكند كه « زيد بن عَمرو عالم » وجوب اكرام دارد و هم ثابت مىكند كه دليل « لا تكرم زيداً » منطبق بر « زيد بن بكر جاهل » است . و به تعبير ديگر : اصالة العموم ، هم مراد را مشخص مىكند و هم ابهام دليل « لا تكرم زيداً » را بر طرف مىكند . نكتهء مهمّ : در اوايل بحث اجمال مخصّص ، وقتى اجمال مفهومى را مطرح مىكرديم ، مىگفتيم : اجمال مفهومى گاهى به نحو دوران بين متباينين است ، مثل اين كه مولا
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢١