باشد بلكه استصحاب عدم ازلى نيز مىتواند در اينجا پياده شود ، بههمينجهت ايشان مسألهء شك در قرشيت مرئه را به عنوان مثال مطرح كردند . بحث ما در اين بود كه : آيا اصولًا استصحاب عدم ازلى را مىتوان پذيرفت يا نه ؟ در پاسخ به اين سؤال مىگوييم : مسألهء قرشيّت و عدم قرشيّت ، مربوط به وجود مرئه است . مرئهء موجود در خارج ، يا قرشيّه است يا غير قرشيّه . همانطور كه فسق ، عدالت ، قيام ، قعود و امثال اينها مربوط به خارج است . در اينجا ما دو دليل داشتيم : 1 - دليل عام ، كه موضوع آن عبارت از مرئه بود . و مىگفت : « هر زنى تا پنجاه سالگى مىتواند خون حيض ببيند » . يعنى مرئهء موجود در خارج ، يك چنين حكمى دارد . 2 - دليل مخصّص ، كه مىگفت : « زن قرشيّه ، تا شصت سالگى مىتواند خون حيض ببيند » . ما وقتى اين دو دليل را كنار هم قرار داده و از متكلّم نسبت به مراد جدّى او سؤال كرديم ، به يكى از دو صورت مىتواند جواب بدهد : 1 - به صورت قضيهء موجبهء معدولة المحمول ، يعنى مراد جدّى دليل اوّل عبارت از « المرأة اللّاقرشية » باشد ، مثل « زيد الموصوف بأنّه لا قائم » . 2 - به صورت قضيهء موجبهء سالبة المحمول ، يعنى مراد جدّى دليل اوّل عبارت از « المرأة التى لا تكون قرشيّة » باشد . هريك از اين دو نوع قضيّه ، با حفظ وجود موضوع در خارج است ، بايد مرئه باشد تا حكم دليل عامّ برآن مترتّب شود . پس وجود مرئه ، اوّلين نقش را در رابطه با اين حكم دارد . و نمىتواند بهصورت قضيّهء سالبهء محصّله باشد كه با نبودن موضوع هم سازگار باشد . اكنون از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم : شما استصحاب عدم قرشيّت را چگونه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٩٧