تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
نسبت به زيدِ عالم پياده كرديم « لا تكرم الفسّاق من العلماء » كنار مىرود . ولى كنار رفتن « لا تكرم الفسّاق من العلماء » ملازم با وجوب اكرام است ، چون هر عالمى يا وجوب اكرام دارد و آن در صورتى است كه فاسق نباشد و يا حرمت اكرام دارد و آن در صورتى است كه فاسق باشد . نه اين كه عدم الفسق ملازم با وجوب اكرام باشد تا شما بگوييد : « ملازمهء عقليّه در كار نيست » .

2 - بررسى كلام مرحوم آخوند :

اصل كلام مرحوم آخوند مورد قبول ماست ولى نسبت به استصحاب عدم ازلى با ايشان بحث داريم ، « 1 » زيرا ما اصولًا چنين استصحابى را نمىپذيريم . هرچند جاى اصلى بحث استصحاب عدم ازلى در مسألهء استصحاب است ولى در اينجا لازم است تحقيقى پيرامون آن داشته باشيم تا ببينيم آيا در ما نحن فيه جريان دارد يا نه ؟ علاوه بر اين كه استصحاب عدم ازلى بسيار مورد ابتلاست .

تحقيق در مسئله و بحثى پيرامون استصحاب عدم ازلى

قبل از ورود به بحث لازم است مقدّمه‌اى مطرح كنيم : در بين منطقيين و اصوليين ، اين معنا معروف - بلكه تقريباً مسلّم - است كه هر
هامش
( 1 ) - مرحوم آخوند به دو جهت استصحاب عدم ازلى را مطرح كردند : الف : مثال « أكرم كلّ عالم » و « لا تكرم الفساق من العلماء » مثالى فرضى است در حالى كه مثال استصحاب عدم ازلى مثالى فقهى است و ايشان گويا خواسته‌اند نتيجهء بحث را در مسألهء فقهى روشن كنند . ب : ما وقتى عامّ و مخصّص را با هم ملاحظه مىكنيم گويا سه فرد داريم : يكى عالم فاسق و ديگرى عالم غير فاسق و سوّم اين كه عالم باشد ولى فسق در كار نباشد . امّا اين « فسق در كار نباشد » را فقط از طريق استصحاب عدم ازلى مىتوان پياده كرد . به‌همين‌جهت مرحوم آخوند استصحاب عدم ازلى را مطرح كردند .