تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
منطق قضيهء « الإنسان حيوان ناطق » را به عنوان حدّ تامّ - كه مشتمل بر جنس قريب و فصل باشد - مطرح مىكنند . اكنون سؤال مىكنيم : آيا در قضيهء « الإنسان حيوان ناطق » كه روشن‌ترين مصداق براى قضيهء حمليّه است ، چه نسبتى بين انسان و حيوان ناطق وجود دارد ؟ انسان همان حيوان ناطق ، و حيوان ناطق ، همان انسان است . هرچند بين اين‌ها نوعى مغايرت مفهومى بتوان پيدا كرد ولى مغايرت مفهومى مجوز اين نيست كه انسان را يك شىء و حيوان ناطق را شىء ديگرى قرار بدهد و بگويد : « بين اين‌ها يك نسبت و عامل ارتباطى وجود دارد » و اگر قضيهء « الإنسان بشر » را در حمل اوّلى ذاتى مطرح كنيم ، مسئله كاملًا روشن‌تر مىشود ، زيرا بين موضوع و محمول آن هيچ‌گونه مغايرتى - نه در مفهوم ، نه در ماهيت ، نه در وجود - تحقق ندارد . در اين صورت چگونه ما مىتوانيم مسألهء نسبت را مطرح كنيم ؟ اكنون به سراغ قضيهء حمليه به حمل شايع صناعى مىرويم . معناى حمل شايع صناعى اين است كه موضوع ، يكى از مصاديق محمول باشد ، مثل « زيد إنسان » . در قضيهء « زيد إنسان » ، بين زيد و انسان مغايرتى وجود ندارد . زيد ، همان انسان است ولى با اضافهء خصوصيات فرديّه . و اين اضافه سبب نمىشود كه حيثيت انسان بودن زيد كنار برود . و ملاك حمل در حمل شايع صناعى ، اتحاد وجودى است ، يعنى ما در خارج دو چيز نداريم : چيزى به نام زيد و چيزى به نام انسان . كلّى طبيعى ، به وجود افرادش موجود مىشود و وجودش عين وجود افرادش مىباشد . پس چگونه مىتوان در قضيهء « زيد إنسان » ملتزم به وجود نسبت شد ؟ در حالى كه نسبت ، به معناى ارتباط بين دو شىء است . اكنون به سراغ مثال معروف « زيد قائم » مىرويم . محمول ما در اين قضيه ، عبارت از « قائم » است نه قيام . در اين قضيه ، قائم و زيد دو چيز نيستند تا بين آنها نسبت و ارتباط وجود داشته باشد ، بلكه زيد ، همان قائم است . زيد ، مصداق طبيعت قائم است و با عنوان قائم ، اتحاد وجودى دارند ، اين گونه نيست كه ما در خارج دو چيز
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 285 | الشيخ فاضل اللنكراني